حیوانِ میهمانی

ایام کریسمس همچون شبهای عید خودمان ترافیک خرید و میهمانی و مسافرت است و هرکس برای این چند روز تعطیلی "یک در میان" که در اینجا بسیار نایاب است نقشه ایی در سر دارد. وضعیت بد اقتصادی قدری روی تعداد مسافرتها اثر گذاشته است و برای مثال به جای شش میلیون و سیصد هزارنفر که سال گذاشته از فرودگاه شهر سکونت من پرواز کردند امسال تنها شش میلیون پرواز خواهند کرد یعنی ده درصد کمتر. سر میز ناهار همکاران از همدیگر میپرسیدند که چه برنامه ایی برای تعطیلات دارند و هر کس معمولا یک یا دوشب به میهمانی خانوادگی دعوت داشت. نوبت به همکار ایرانی ما که رسید از امشب شروع کرد و ده شب را شمرد به میهمانی و در میان نگاه متحیر دیگران خود با خنده تاکید کرد که ما ایرانیان علاقه بسیاری به میهمانی و دور هم جمع شدن داریم و به اصطلاح آمریکاییها ما "Party Animal " هستیم. الحق که راست میگفت و خوب که فکر کردم دیدم که از ده روز گذشته شش شب آن به میهمانی گذشته و در چهار شب آتی هر شب آن اینچنین خواهد گذشت و در مورد بسیاری دیگر از دوستان و هموطنان هم کما بیش بدین منوال است. به راستی ما ملتی شاد و خوشگذران بوده و هستیم. با خود فکر میکردم که این آمریکاییها پیش خود بر ما غبطه خواهند خورد که بسا کشور شادی باید باشد این ایران زمین و من به اوضاع اقتصادی ایران فکر میکنم و سایر تضییقاتی که بر سر ساده ترین شادهی های این مردم هر روزه ایجاد میگردد. دیروز در خبرها خواندم که نیروی انتظامی با "حسین پارتی ها" در ایام محرم برخورد خواهد کرد.راستی چگونه ملتی  چنین شادی طلب که از عزاداری هم پارتی میسازد اینچنین سی سال گذشته را به ماتم تاب آورده است؟!

/ 5 نظر / 51 بازدید
طاها بذری

ای آقا دست رو دلم نزار که خونه! ما کار و درس رو که کنار بزاریم کل تفریحاتمان تفریح کاذب شده و هیچ رقم هم نمی توان با یک قاشق شکر خوردش. باز خوب است که این هموطنان ما خارج از این محنت سرا می روند سعی بر حفظ شادیشان می کنند. شاد باشی

Kamyar

Man fekr mikonam iranihaye in taraf be nesbat party bishtar mirand chon be hamoon nesbat kamtar varzesh mikonand, kamtar ketab mikhoonand, kamtar teater mirand, kamtar kare volunteer mikonand, kamtar camping mirand, kamtar az relationshipeshoon lezat mibarand, va az tarafe dige too iran dar mahdoodiat be sar mibordand. K

سینا

کامیار جان فکر کنم در مورد غربت نشینان در اینکه محدودیتهای ایران در این قضیه تاثیر داشته تردیدی نیست. ولی در مجموع من نگاهم به ایرانیان بطور عام بود نه فقط خارج نشینان که اگر به فرهنگ گذشته و حال ایرانیان نگاه کنیم مشاهد می کنیم که ایرانیان سیزده روز تعطیل نوروز داشته اند در مقایسه با یکی دو روز تعطیلی کریسمس و یا هر ماهه جشنی داشته اند و به شادخواری می گذرانده اند که امروزه فقط مهرگان و نوروز از آن به جای مانده است. به گمانم فرهنگ کشاورزی در این قضیه بی تاثیر نبوده است چرا که به غیر از فصل کشت و کار بقیه سال اوقات زیادی جهت گردهمایی داشته اند بر خلاف فرهنگ صنعتی که اصولا تعطیلی بردار نیست.

علی

سینا جان فیلم "هنرپیشه" مخملباف را دیدی؟؟ ابتدای فیلم جمله ای دارد بدین شرح: آنکه می گرید یک درد دارد و آنکه می خندد هزار و یک درد. شاید خنده و خوشحالی ما از داستن درد زیاد است بقول عزیزی می گفت هر وقت بدهی مالی رسید به یک میلیون تومان دیگه هر شب چلو مرغ بخور (البته این قیمت و این غذا مال بیست سال قبل بود که یک میلیون تومان پول قابل توجهی بود) بعبارتی آب که از سر گذشت چه یه وجب چه صد وجب خوش باشی رفیق نادیده ام

یلدا

در اینکه ما ملت شادی بوده ایم شکی نیست...شاید قابل مقایسه با هند.... وجود شعرایی مثل حافظ که همه اشعارش پر از می و طربه این مطلب را تایید میکنه... وقتی هم ژن چیزی را بطلبه مطمئن باش که راهش پیدا میشه اگه نذارن تو عروسی برقصی حتما عاشورا را انتخاب میکنی... ... اما فارق از این مطلب نکته دیگری هم هست و ان اینکه ما ملت هنجار شکنی هستیم و از هر هر چار چوب و قانونی فراری.... اگه از فردا بگن تو عاشورا باید برقصی شک نکن که تعداد زیادی برای عزاداری و خاک بر سر شدن سر و دست خواهند شکست.... راستی سال نو هم مبارک...خوش بگذره