تشویش

267.jpg

شاید دیوانه شده ام .شاید از بس با خودم فکر کرده ام دیگه منطقم فقط به درد خودم میخوره.مسایلی که سالیان دانشگاه به گمانم با مهارت برای دیگران توضیح میدادم آنقدر به چشمم بدیهی میاند که موقع توضیح دادنشون به لکنت میافتم.یاد دوران دبیرستان میافتم که همیشه در امتحان هندسه از قضایای به ظاهر بدیهی تر نمره از دست میدادم .از شدت وضوحشان اثباتشون یادم میرفت.حکایت دنیای اطراف من است .چشمم با حیرت بر روی نظرات خوانندگان بی بی سی در مورد نمایش چندش آوره گروگانگیری ملوانان انگلیسی ثابت شده.... .تمام صداهای اطرافم محو شده و چیزی جز طنین ترسناک قهقه هایی در دوردست  ذهنم رو پر نمیکنه ...به برکت فیلترها قریب به اتفاق فقط نظرات ایرانیان لندن و کپنهاگ و سیدنی به گوش میرسه...جز فحش به کشور مقیمشان و افتخار به اقتدار ام القرای اسلام نمیشنوم...با خود میگویم پس آنجا چه غلطی میکنید... گه گداری صدایی از تهران یا آبادان کورسویی از امید در دلم زنده میکنه ولی اون شمع هم در دلم خاموش میشه و باز در سکوت و تاریکی ترسناکی تنها میمونم....نه شاید اینها معرف خوبی از جامعه ایران نباشند باید به امید دوستان باشم ...هر بار که ایمیلی میگیرم با امید به سمتش میرم که شاید صدای اعتراضیست و دعوت به امضای بیانیه ای در جهت محکومیت نمایش تهوع آور کسانی که به فجیعترین وضعی ته مانده ای آبروی ایرانی را به تاراج گذاشتند ....ولی جز یاس چیزی نصیبم نمیشه ...دوستان هم ظاهراً حس وطن پرستیشون با سیل بیانیه ها در محکومیت فیلم ۳۰۰ ارضاء شده !! واقعاً به نظر شما کدامیک تصویر بدتری از ایران به نمایش میگذاره ؟! آن کارتون یا این فیلم مستندی که هر دقیقه بر تصاویر تلویزیونهای جهان در حال نمایش است ...همه لال شده اند...به دهها سایت سرک میکشم  امان از یک اعتراض یا حتی مخالفتی در قالب تحلیل...البته از چپها که در زیرزمنشان عروسیست توقعی ندارم ...که  تاریخ هم در گروگانکیری سفارت آمریکا چیزی به جز این از ایشان به یاد ندارد...یا من دیوانه شده ام...یا شاید مثل فیلم بازی(مایکل داگلاس)‌همه دست به دست هم داده اند که به من ثابت شود دیوانه ام ..به وبلاگها میرم ....هیچ نمیبینم برای دوستان داخل ایران عذری موجه میتراشم ولی برای اینوریها جز انگشت حیرت نصیبم نیست...از اینترنت ناامید میشوم ...در جمع چند تن از دوستان درد دل میکنم...با شنیدن اولین عکس العمل  جمله دوم هم در دهانم میماسد... از شدت عجز حتی جمله ام تمام نشد...به گوشه ایی خیره ماندم...چقدر تنهاشده ام ...وقتی فاصله زیاد باشد برای صدا کردن افراد باید داد زد ولی وقتی فاصله خیلی زیاد باشد جز سکوت و نگاهی خیره به گوشه ای راه نیست...

۲- آهای مردم دنیا٬ من از اینکه از کشوری می آیم که جولانگاه پست ترین انسانهایی شده که عقده های حقارت خود را با گروگانگیری و تحقیر چند ملوان زن ومرد تشفی میبخشندمعذرت میخواهم ...من از اینکه  عده ای زیادی از  هموطنانم از دیدن این صحنه ها به ارگاسم ملی میرسند٬ احساس شرم میکنم...کودکان آینده ایران  از بردن نام ما شرم خواهند کرد ...خواهش میکنم به جای فیلم سیصد فیلم پانزده را ساخته و حداقل رویای گذشته مان را مشوش نکنید

۳-و اما خوشحالم که دنیا  طعم نادیده گرفتن صدها اعتراف اجباری فعالان ایرانی در طول سالیان  را لمس کرد..خوشحالم  موهوماتی که نزدیک به سه دهه در گوش کودک مدرسه ایی در ایران زمزمه میشد ...امروز نه تنها سخنش که تصویرش بر ذهن تمام بچه های دنیا نقش میبنده..خوشحالم که شبکه اطلاعاتی طوری دنیا رو کوچک کرده که بوی گند را نمیشه مثل گذشته انکار کرد بلکه دیگران هم باید خواسته یا ناخواسته در آن سهیم شوند...اگر این بوی عفن مشام غربیها را آزرده کرده ٬مردمان  سرزمینهای کهن سالهاست که باید سرشان را بلند نگه دارند مبادا که در این استخر گه غرق شوند...در این رایحه دلنواز بایدکشورهایی  هم که با تعلل خود سهواً یا عمداً در ایجاد آن شریک بودند سهیم باشند....کسانی که با یک چرخش  خط کش٬ کرد و شیعه و سنی را در سرزمینی به نام عراق جای دادند باید امروز هم  بخشی از هزینه آن شریک باشند...در عجبم که چگونه کسانی از این مقدمه درست که آمریکا خود تجهیزگر طالبان بر علیه شوروی بود به این نتیجه میرسند که پس امروز آنها باید این سرزمینها را به حال خود بگذارند ... از اینکه حکومت ایران از درخواست مردمان آمریکا و انگلیس برای بازگشت سربازانشان خوشحال باشد و احساس پیروزی کند تعجبی ندارم ...از دیگران در عجبم... اکثریت مردمان آمریکا و انگلیس بر این باورند که  چرا باید در هزینه مشکلات سایرین شریک باشند ....میگویند بگذارید به بلای خویش بسوزند...فرزندان ما را به خانه بفرستید..کاملاً احساس قابل درکیست ..مردمان سایر ممالک اروپایی که سالهاست عافیت طلبی خود را به بهای مرگ هزاران انسان در سایر نقاط خریده اند...تا آنجا که در جنگ بوسنی در قلب اروپا چندین سال حتی در همسایگی خویش نظاره گر کشتار سازمان یافته انسانها شدند...از اینها در عجب نیستم....از مردمان سرزمینهای عرب که زیر حکومتهای دیکتاتور رویایی خلافت اسلامی میبینند هم تعجب نمیکنم ...که آنها را فرصت تجربه ایی نبوده...توی ایرانی برای چه خوشحالی ؟؟!!..از صدای ذوق کردن ایرانیانی که میدانم دل در گروی حکومت ندارند در تعجبم ..ما را چه به ذوق کردن از کشته شدن سرباز آمریکایی و انگلیسی به دست اوباش مقتدی و کپی های سنی آن..ما باید بر روشن شدن هر چراغ امیدی در لبنان ٬عراق و افغانستان  جشن بگیریم وبر خاموشی آن باید خون بگریم ...شکست این تجربه ها به بهای انفجار حماقت در این سرزمینها خواهد بود ... چگونه میتوان از پیروزی کوتوله ها به بهانه شکست آمریکا و انگلیس خوشحال شد ...تا کی باید آتش کینه های دایی جان ناپلئونی فرصتها را بسوزاند ...ما را به چه به خوشحالی از عربده کشی های چاوز و مورالس و احمدی نژاد... ما که بهای کف زدن ملل تماشاچی را سالهاست  با گوشت و خون چشیده ایم ....چرا میلیونها ایرانی باید خرج لحظه ایی شعف و ارضای کینه های فلان اروپایی و عرب و غیره شوند.. ما را چه به شادی؟!    

۴-و اما در آخر آنچه برای من قابل درک نیست ادامه حیات  مفهومی به نام خودی در میان ایرانیان حتی قشر روشنفکر ایرانی است ....هر چند ریشه و دلیل اون آشکارا برمیگرده به مناسبات قبیله ای در قدیم الایام ولی تداوم اون به خصوص در بین قشر تحصیلکرده ایرانی برای من واقعآُ غیر قابل درکه ...هزاران کودک و دختر  هر ساله در خانواده ها مورد تجاوز محارم قرار میگیرند ولی به بهای شرافت خانوادگی اجازه شکایتی نیست. ولی نگاه پسر غریبه ایی خون به پا خواهد کرد ...لطفاُ اگر کسی فکر میکنه دلیلی عقلانی(به جز احساس)  در دفاع از این مساله داره منو روشن کنه...چون من در گمراهی مطلق به سر میبرم .چند روز پیش حسین درخشان ملقب به شریعتمداری تحت ویندوز در وبلاگش نوشت  که سگ خامنه ایی (توجه کنید اونهم سگش نه خودش)‌ به هزارتا (توجه شود نه یکی و دو تا اونهم هزار تا )تونی بلر و جرج بوش شرف داره...!

*در همین زمینه بخوانید: بازداشت ملوانان انگلیسی از منظر حقوق بین الملل.

/ 10 نظر / 27 بازدید
احسان

سلام سال نو بر شما مبارک انشالله سالی سرشار از موفقیت و تندرستی همراه با سلامتی در پیش روی داشته باشید.برایتان آرزوی موفقیت دارم

يوتا

عصبيت رو اگه هم نمی نوشتيد داد ميزد از نوشته هاتو ن . عصبيت و درد...

رها

سینا جان، من مدت هاست که دیگه در خلوت خودم هم به سیاست فکر نمی کنم. دیروز اتفاقی خبرهای شبکه ی یک سیما رو داشتم تماشا می کردم. خبرنگار میکروفن رو به میان مردم کوچه خیابون برده بود و نظر اون ها رو درباره ی تجاوز انگلیس(!) می پرسید و پاسخ هایی رو انتخاب کرده بود با یک مضمون کلی: انگلیس باید عذرخواهی کنه. می بینی؟ در کشوری که سیاست خارجی اش توسط مردم عادی کوچه و خیابون تعیین می شه و نه سیاست مداران زبده، چه توقعی می شه داشت؟

رها

با قسمت ۳ نوشته ات خیلی موافقم! دیگه دوران گند زدن یواشکی گذشته. مردم دنیا در هر کاری که انجام می دن با هم شریک اند.

پرهام

ملت ایران افتخار کنند! شاخ و شونه برای فیلم می کشند اما در مقابل مسائلی که می تواند کل ایران رو برای سالیان سال تکان دهد سکوت می کنند. البته سینا جان من خیلی دنبال وبلاگهای مربوطه نگشته ام اما در میان مردم خودمان هنوز یه عده هستند که هر لحظه ندایی آرام از ناباوری عمل انجام شده سر می دهند اما در حد ناله ای ضعیف است. متاسفانه بازی " حالا گیرت آوردم پدر سگ" بطور وسیعی داره در جامعه استفاده می شه توی وبلاگم در همین خصوص یه مطلب گذاشتم.

شکاک

راستش من قبل از این جریان گرونگان گیری هم تو وبلاگم نوشتم که ما فقط به چیزهایی اعتراض می کنیم که برامون هزینه نداشته باشه. غیر از اون همون طور که پرهام تو وبلاگش گفته مشکلات روانی ای هم به این قضیه دامن زده. جدای از همه این حرفها من واقعا درک نمی کنم که جریان چیه و چه موش و گربه بازی ای پشت پرده در جریانه. تقریبا محاله که دولت ایران بدون داشتن یک دلیل اساسی در این شرایط حساس حاضر باشه یک همچین هزینه سنگینی رو بپردازه، فقط به این خاطر که یک قایق انگلیسی 450 متر اومده تو آب های ایران. به هر حال به زودی مشخص خواهد شد که جریان چیه.

يلدا

سينا جان: گفتی از مردم داخل ايران انتظاری نداری....اما من می خوام بگم من از کسانی که خارج از ايران هم هستند انتظاری ندارم.... مردم بيچاره ای که هر شب باک ماشينشون را از بنزين بر ميکنند تا اگه نصفه شب جنگ شد بتونند فرار کنند چه انتظاری داری؟ و کسانی که از همه خسته شدند و به یه گوشه دنیا از این همه بوی گند بناه بردند چه انتظاری داری؟ سینا ما مرده ایم....مدتهاست که مردیم....از مرده چه انتظاری داری

بهاره

سینا نمی دونم از کجا و چطوری باید شروع کرد ولی من هم موافقم که ماها که اینجاییم باید یه کاری بکنیم. اعلامیه، تحریم... هر کاری کردید من هم هستم.

Kamyar

:(

یلدا

بيا....حالا هی بگو ؛حقوق بشر؛..... ديدی بالاخره رافت اسلامی کار خودشو کرد.... تازه ۱۵ دست کت و شلوار هم به متجاوزين اهدا شد...ديدي...تو دولت مهر ورزی رو هنوز کامل نشناختی