یک روز با نازنین افشین جم
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٦  

یک کار حرفه ایی و زیبا به نام (یک روز) از نازنین افشین  جم انرژی مضاعفی در آغاز یک روز به من میدهد.او برنده لقب ملکه زیبایی سال ۲۰۰۳ در کاناداست. در مسابقات جهانی در چین  پس از روزانا دیویسون (نماینده ایرلند و دختر کریس دی برگ خواننده مشهور ایرلندی) به مقام دوم رسید. علاوه بر خوانندگی و نوشتن ترانه در زمینه حقوق بشر نیز فعال است. او  چندی  پیش فعالیت های گسترده ایی در زمینه جلب توجه جهانیان برای جلوگیری از اعدام نازنین فاتحی آغاز کرد.نازنین فاتحی  در دفاع از خود در مقابل تجاوز مرتکب قتل شد.

 


کلمات کلیدی: موسیقی ،کلمات کلیدی: سیاست
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
جلال همتی
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ مهر ۱۳۸٥  

 

دو روز پیش جلال همتی در  دالاس درگذشت...                                                   

سالهای زیادی بعد از سال تحویل با ترانه هایش شادخواری کردیم و رقصیدیم...هنرمندان ایرانی در غربت میمیرند...در داخل یا خارج از کشور فرقی نمیکند ... بهایی بودن و ظن دگرباشی بردن بر تو کافیست تا این غربت را به معدود شماری  از آخرین بدرقه کنندگانت فروبکاهد... دلم میخواست یک نفر از غربتش کم کنم...شاید بروم ....یادش گرامی...

گوش کنید


کلمات کلیدی: موسیقی
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
فریاد
ساعت ٥:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ شهریور ۱۳۸٥  

                                                                                            

چند سال پیش محمد رضا شجریان آلبومی به نام فریاد به بازار داد که حاوی آهنگی با شعری از فریدون مشیری بود.امروز بطور اتفاقی به این شعر برخوردم و به زمان انتشار این آلبوم رفتم.دوران خدمت سربازیم مصادف شده بود با آغاز دوره رکود فضای سیاسی ایران و هرکس از دوستان٬ افسرده به گوشه ایی خزیده و خیره به کنجی نشسته بود. گهگاه صدای کوفتنی بر پشت دست به گوش میرسید که :اِه اِه اِه دیدی چطور شد؟..............و پس از آن دوباره همه به کنجی زُل زده.... سکوتی مرگبار....گهگاهی شیونی به گوش میرسید و جمعی به دور فردی کف به گوشه لب........... و دوباره سکوت .... کامیار که گفت٬ آلبوم را خریدم. اگرچه هنوز از نگاه امروز٬ سیاست و اجتماعِ ایران٬ آزادی بیشتری را نفس میکشید  ولی در مقایسه با سالهای پر التهاب پایانی دهه هفتاد شدیدآ  سرخورده بود.ایران٬ امروز٬ هنوز هم این شعر را میخواند:

  مشت می کوبم بر در

پنچه می سایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم،خفقان!

من به تنگ آمده ام،از همه چیز

بگذارید هواری بزنم:

-آی!

با شما هستم!

این در ها را باز کنید!

من به دنبال فضایی می گردم.

لب بامی،

سر کوهی ،

دل صحرایی

که در آنجا نفسی تازه کنم.

آه!

می خواهم فریاد بلندی بکشم

که صدایم به شما هم برسد!

من هوارم را سر خواهم داد!

چاره درد مرا باید این داد کند

از شما خفته چند!

چه کسی می آید با من فریاد کند؟


کلمات کلیدی: موسیقی ،کلمات کلیدی: سیاست ،کلمات کلیدی: خاطره ،کلمات کلیدی: ایران
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
کردستان
ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٥  

                                                       

چند شب پیش با دوستان بحثی داشتیم در مورد اینکه آیا  اصولآ  صرفآ زمینه های تاریخی باعث پیشرفت یا عقب ماندن ملتها و اقوام شده یا اینکه ژنتیک و اقلیم مساله اصلی بوده ؟ بدین معنا که تجربه های تاریخی متفاوت ملتها هم متأثر از این دو مساله(ژنتیک و اقلیم) بوده یا نه ؟ به عبارت دیگر  آیا همانطور که دونده های آفریقا به دلیل قدرت بدنی  بالای ناشی از ژنتیکشان مدال آوران عرصه ورزشی بوده اند باید بپذیریم که شرقی ها در شطرنج بهتر بوده اند و غربی ها در نقاشی ؟ و مغولان صحرانشین همچون عربان بیابانگرد  خونریزتر از سایر ملل بودند؟ الان تصمیم ندارم راجع به این مساله بنویسم که خود نیاز به پست مفصلی داره.

مساله ایی که باعث یاددآوری این بحث شد دیدن تصاویری از کنسرت گروه کامکاران در کردستان عراق بود. من همواره احساس قرابت خاصی با کردها داشتم .در مقایسه با مردمانی که در مناطق نه چندان دور از آنان زندگی میکنند نوعی رفتار متمدنانه تری از آنان شاهد بوده ام. این مساله در مورد روابط زن و مرد به نوع بارزتری خودش رو نشان میده . برای مثال میبینیم در مقیاس فرهنگ شرقی زنانشان از حرمت بالاتری نسبت به مردان  در مقایسه با زنان مناطق مجاور برخوردارند و یا در مساله حجاب بسیار آسانگیر هستند.حال این تفاوت ناشی از تجربه تاریخی متفاوت یا اقلیم یا ژنتیک و یا هر سه است بماند برای وقتی دیگر.کردها هم مانند شیعیان عراق تجارب دردناک و چه بسا دردناکتری  از دوران صدام دارند و از طرفی دیگر سنی مذهبند و با سنیان عراق در تفاوت و اختلاف  با شیعیان همداستان . ولی امروز کردستان عراق بر خلاف سایر مناطق عراق همچون جزیره ثبات در میان دریای متلاطم خشونت عراق است.هیچگاه نمیتوانستم روزی را تصور کنم که یک کرد رئیس جمهور عراق شود.

امروز همکار مصری من ازم پرسید نظرت در مورد جدا شدن کردستان از ایران چیه؟ مکث من خیلی طولانی بود ...... به امید ایرانی که کردستان عراق حسرتکده مردمان سنندج و کرمانشاه نباشد و  کردهای ایران بدون حس تبعیض در کنار سایر اقوام ایرانی به سربرند. 


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: مذهب ،کلمات کلیدی: موسیقی
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin