حسرت!
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧  

 رسیده ام محل کار و طبق معمول صبحها ایمیل چک میکنم. در حالیکه منتظرم که قهوه خنک تر شود،گشتی در دنیای اخبار میزنم. چشمم به تصویر بالا میافتد. تصویری است از پنج شخص اول کشور آمریکا طی سی و دو سال گذشته،حال و چهار سال آینده که نفر ششم البته به دلیل مرگ در میان آنان غایب است .مسحور این تصویر میشوم. نمیتوانم دل بکنم از این عکسی که تمام قد به منی که حسرت و حسادت در وجودم موج میزند، دهن کجی میکند. این تصویر حرفها در سینه خود دارد. در حالیکه غرق در افکارم شده ام با زبان بی زبانی به من میگوید که ترا چه به حسادت کردن به من که چه چیزمان به هم رفته است؟!  و سعی میکنم به یاد آورم که پنج شخص اول سرزمین من در خلال سالیان گذشته چه کسانی بوده اند. گرم شمردن میشوم و به صد و بیست سال قبل باز میگردم . چون گذشته به کندی عقربه ها در سرزمینم افسوس میخورم و از خود میپرسم به فرض غلبه بر مرگ و جبر زمان آیا این افراد حاضر بودند برای لحظه ایی عکس یادگاری در کنار هم گرد آیند و پس از آن به مقبره هایشان بازگردند؟!


کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: سیاست
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin