تفاوتهای ما و ایشان(10)-حقوق معلولین
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٧  

 

یکی از گرفتاریهای ما در آمریکا به عنوان کسی که در زمینه خدمات عمومی کار میکنه این قضیه سو کردن و شکایت کردن است. این قضیه اگرچه برای امثال من گرفتاریه ولی یه جورایی برای مردم به معنی آسودگی بیشتر خاطر است. چون تا حدودی مردم میدونند اون کسی که مثلا این پل یا ساختمان یا جاده را طراحی کرده با علم به  خطری که زندگی و آینده شغلیش رو تهدید میکرده این طراحی را انجام داده است. بسیاری از کسانی که تحصیلاتی مثلا در زمینه مهندسی دارند با گذراندن دوره های حقوقی و با تاسیس دفاترحقوقی مشغول رسیدگی به دعاوی مردم در اموری همچون ترافیک و تصادفات هستند و با بادبان کردن خشتک همکاران سابق خودشون پول خوبی هم درمیارند. در اینجا وقتی از دانشگاه در رشته هایی مثل عمران،  پزشکی  و اصولا هر رشته ایی که خروجی کار شما با سلامت و ایمنی مردم سر وکار داشته باشه فارغ التحصیل میشی تازه کنکور دادنت شروع میشه. بعد از گذراندن تمام امتحانات هم٬ هر ساله باید بیست واحد در زمینه کاری خودت بگذرونی تا جواز کارت معتبر بمونه. این امر از آن جهت که افراد مرتب خودشون رو به روز نگهدارند بسیار مفید است.
یک قانونی هست به نام قانون معلولین آمریکایی ((American with Disability Act که به اختصار به اون ADA میگند.این قانون شامل استانداردهای مختلفی میشه که توسط وزارت دادگستری آمریکا تنظیم شده و لازم الاجرا بوده و تخلف از آن بار حقوقی داره. خلاصه اینکه این کتاب بلای جون ما شده. هر روز صبح که میرم سر کار مثل قرآن اینو برمیدارم میبوسم و میگزارم کنار دستم  تا هر یک خطی که میکشم  تفالی با این کتاب بزنم و اگر خوب آمد پس از اتمام کار و مرور و تایید در چند مرحله توسط مهندسین با تجربه تر  پیش از ارسال کار به کارفرما طرح نهایی رو به رویت مدیرم برسونم. وقتی که مدیر با دستی لرزان مشغول زدن مهر خودش پای نقشه هاست با ADA  استخاره ایی میکنه و هنگامیکه خوب آمد با نیشی باز و خیالی آسوده نام خود را در پای نقشه ها درج میکنه. من هم اگرچه میدونم که او پول بیشتری برای پذیرفتن مسؤلیت دریافت میکنه، خیالم آسوده است که روز مبادا سر او زیر گیوتین خواهد رفت.
بخش قابل ملاحظه ایی از بودجه پروژه های عمرانی به خاطر رعایت حال معلولین به پروژها تحمیل میشه. به عنوان یک نمونه هزینه طراحی و نصب سیستم چراغ راهنمایی و کلیه ملزومات آن از قبیل دوربینهای شمارنده اتومبیلها، حسگرهای شمارنده زیر آسفالت، سیستم تغییر زمانبدنی چراغهای راهنمایی مخصوص ماشین آتش نشانی یا آمبولانس، سیتم اعلام وضعیت چراغ برای نابینایان و طراحی عرض و شیب بندی پیاده روها متناسب با ویلچیر معلولین، کلیه علایم و خط کشیهای خیابان و بسیاری مسایل ریز و درشت دیگر برای یک چهارراه با ابعاد عادی چیزی مابین چهارصد تا پانصد هزار دلار هزینه در برداره که از این بخش سهم قابل ملاحظه ایی از آن به معلولین اختصاص داره.
از وقتی که همکار هندی ما چشمهایش رو عمل کرده من و چند نفر از همکارانم همگی خوشحالیم چرا که این همکار ما موفق به دریافت کارت معلولین برای اتومبیلش شده و ظهرها هنگام صرف نهار لازم نیست که دنبال جای پارک بگردیم چون میتونه به راحتی در بهترین جای پارک دم درب رستوران پارک کنه. ما هم احمقانه از اینکه همان چند قدم راه رفتن روزانه که میتونه بسیار برای سلامتیمان مفید باشه را انجام نمیدیم بسی مشعوفیم.( البته نا گفته نماند که بعد از فراغت از کار با رفتن به باشگاه سعی میکنیم تا از بار گناهانمون کم کنیم).

 اگر چه کلیشه است ولی واقعا هیچ چیز مثل سلامتی قابل قدر گزاری نیست و این را بارها هنگامیکه پس از چند روز از بستر بیماری بلند شده ام با تمام وجودم احساس کرده ام ولی اگر به هر دلیلی معلول و ناتوان شدید میتونید روی امکانات و قدر و ارجی که در این ممالک غربی به معلولین میگزارند حساب کنید.  البته اگر چندان پولی در بساط ندارید شاید ترجیح دهید به  آمریکا در آخر لیستتان فکر کنید که شنیده ایم در کشورهای اروپای غربی اصولا مردم کار میکنند تا معلولین و از کار افتاده ها در بهشت زندگی کنند. اولین باری  که اینجا سوار مترو شده بودم هنگامیکه قطار دریکی از ایستگاهها توقف کرد با کمال تعجب دیدم که راننده قطار پیاده شد و به واگن پشتی اومد و از من و چند نفری که اتفاقا در جایگاه معلولین ایستاده بودیم با خواست که چند متری عقبتر بریم و بعد دیدم که معلولی را با دستگاه بالابرنده ویلچیر به داخل واگن هدایت کرد، او را به گوشه مخصوص که من قبلا در آن وایساده بودم برد و با کمربند مخصوص، ویلچیر رو بست و محکم کرد سپس به کابین خودش رفت و قطار حرکت کرد. چند ایستگاه بعد دوباره این مراحل را برای پیاده کردن او تکرار کرد. لحن و جدیت درخواست کردن راننده از مسافرین برای ایجاد فاصله از ویلچر برای من جالب بود و در آن هنگام تحکمش به نظرم غیر ضروری آمد.

 موارد و نکات تعبیه شده در اماکن عمومی برای معلولین بسیار است که در حوصله این مطلب نیست. فقط فهرست وار به مواردی که خود شخصا به آن برخورد کرده ام اشاره میکنم:
-پیاده روها – اشیاء نصب شده روی دیوارها(تلفن...) – سطوح و کف ابنیه  - پارکینگ و فضای سوار کردن مسافر – ورودی مخصوص ویلچر از خیابان به پیاده رو – پله ها – آسانسورها – بالا برنده ویلچر مخصوص اتوبوس و قطار – درها و پنجره ها – ورودی ها – آبخوریها – دستشویی و توالت – ادرارگاههای مردانه – آینه دستشوییها – وان حمام – دستگیرها و نرده ها – زنگهای خطر – علایم خطر قابل لمس برای نابینایان – عابر بانکها  - اتاق پرو – رستورانها و کافی شاپها – مراکز درمانی – مراکز اداری –کتابخانه ها – ایستگاههای حمل ونقل و غیره.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: آمریکا
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin