تفاوتهای ما و ایشان(7)- تنوع و تصمیم گیری
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ فروردین ۱۳۸٧  

 از میان میوه های بالا کدام را انتخاب می کنید؟

 شاید قدری عجیب به نظر برسه ولی برخلاف تصور شما، یکی از مواردی  که میتواند تا مدتی پس از ورود به آمریکا شما را آزار بده واقعیتی است به نام "تنوع".  همه ما میدونیم که تنوع پدیده مثبت و مفیدی است و آثار فرهنگی و اقتصادی فراوانی به آن مترتب است ولی اگر با تنوع بزرگ نشده باشید تا مدتی با اون دست و پنجه جانانه ای نرم خواهید کرد. بهره مندی از مزایای تنوع نیازمند شناخت از گزینه های موجود، آگاهی به ترجیحات شخصی و  قدرت ارزیابی در حداقل زمان ممکن است، چیزیکه ذهن تک محصولیه ما خاطرات زیادی از آن به یاد ندارد که تا به یاد داشته ایم انتخاب ما بیشتر میان داشتن و نداشتن بوده تا چگونه داشتن.

 در محله کودکی من نانوایی یا پخت میکرد یا نمیکرد. بعدترها  حسین همیشه تعریف میکرد که عرق خانگیش خوب بوده یا بد. سالیانی بعد حمید هم با پولی که داشت پراید را بر پیکان ترجیح داد. پیش تر از آن هم که اینطرف یا آنطرف دیوار کنکور مساله اصلی بود. البته سیاستش هم جز این نبود که زحمت انتخاب را دیگران تقبل کرده بودند. از انتخاب دین هم نمیتوان گفت که بازی با مرگ و زندگی است. با این پیشینه احتمال زیادی داره که شما اینجا پس از ساعتها گذراندن در فروشگاهی چند طبقه با چندین هزار نسخه اصلیDVD   از  فیلمهایی از ابتدای تاریخ سینما تا به امروز، هزاران عنوان موسیقی، و هزاران جلد کتاب و مجله در تمام موضوعاتی که تصورش را کنید، آخر کار دست خالی  از آنجا خارج شوید.  

 

بارزترین نماد تنوع رو در اینجا میتوان در گوناگونی  خدمات، کالاها و محصولات مشاهده کرد که اینها نیزخود نتیچه پیوند میان اقتصاد آزاد و رقابتی از یکطرف و تنوع فرهنگها،اندیشه ها و اقوام از طرف دیگر بوده است. اصولا انتخاب در این میانه کمتر بر سر خوب و بد است که در فضای رقابتی کشورهایی از این دست، محصولات یا خدمات ضعیف، محکوم به فنا هستند. تنوع گزینه ها در این شرایط بیشتر محصول عدم برتری یکی بر دیگری است که اگرچه گزینه ایی در بعضی خصوصیات بر دیگری غلبه دارد ولی گزینه مقابل هم دارای ویژگیهایی است که این اولی از آن بی بهره است. به این  شرایط در بهینه سازی یا اقتصاد اصطلاحاً شرایط "عدم تفوق" یا "Non Dominancy" گفته میشود.

  با روحیه تک محصولی ، انتخاب کردن در شرایط متنوع بیش از آنکه بار احساسی مثبت دستاوردی را به همراه داشته باشد، میتواند یادآور طعم تلخ حذف دهها گزینه دیگر باشد. به عبارت دیگر اگر به انتخاب کردن بین هست و نیست و یا در شرایطی انتخاب تنها دو گزینه عادت کرده باشید در اینجا دچار دردسر خواهید شد چرا که اینبار می بایست به جای بهترین دنبال مناسبترین باشید.

 

  برای انتخاب گزینه مناسب در درجه اول نیاز به شناختن گزینه های موجود دارید که  با توجه به عدم سوابق قبلی در بیشتر موارد، این امر مستلزم  صرف وقت و انرژی فراوان است که اگر به آن، کمبود وقت و  اضطرار را هم اضافه کنید اوقات خوشی را سپری خواهید کرد! این موارد میتونه شامل انتخاب محصولات خانگی ،خوراکی و بهداشتی، پوشاک، رستوران، شرکتهای خدماتی (تلفن،پست، اینترنت، برق،....)، اتومبیل، برنامه های تلویزیونی، روزنامه و مجله، حیوان خانگی، کتاب و DVD ، باشگاه و رشته ورزشی ،مراکز تفریحی(پارکها، کلوبهای شبانه و غیرشبانه، سینما....) هتل و شرکت هواپیمایی هنگام سفر، حرفه و شغل، محل زندگی ، حاکمان سیاسی  و برای برخی معدودی هم پارتنر وهمسر! باشه.

 یکی از عکس العملهای افراد در بدو ورود  به این شرایط ، انتخاب تنها گزینه آشنا و دوری گزیدن از سایر گزینه های نا آشناست، که در بسیاری موارد میتواند به قیمت استفاده از گزینه نامطلوب برای سالیان سال منجر شود.هراس از ارزیابی ناشناخته ها  یا تنبلی در تحقیق و امتحان موارد تازه، مهمترین دلیل این مساله است. در اینجا هموطنانی را می بینید که سالیان سال از یک فروشگاه ، یک رستوران، یک تعمیرگاه و چه و چه استفاده کرده اند و آنهم نه بر اساس جستجو و تجربه شخصی که بر اسای توصیه دوستی هموطن در سالیان دور!

  داشتن قدرت ارزیابی دومین عاملی است که افرادی که در شرایط بی تصمیمی پرورش یافته اند از عدم وجود آن درمقابله با شرایط متنوع رنج میبرند. تصمیم گیری و انتخاب، مهارتی است که آموزش آن به سالهای اول کودکی برمیگردد و ابتدا و پیش از هر چیز نیاز به بستر و آزادی لازم جهت تمرین این مهارت دارد. این امر مگر با تفویض اختیارات  و مسؤولیت بیشتر به فرزندان در سطح خانواده و مدرسه میسر نخواهد شد. پدیده ایی که غیبت آن در فرهنگ سنتی مشهود است که در آنجا تصمیمات فارغ از سن فرزند، توسط  سرپرست خانواده، ریس قبیله ویا پیش تر از آن خدای ریس قبیله  اتخاذ میشود.

 

در آخر برای یک انتخاب بهینه از میان گزینه های موجود،شناخت کامل از نیازها، ترجیحات و عادات شخصی لازم که واجب است تا با مقایسه  آنها با گزینه مورد نظر، کارآیی گزینه های موجود راستی آزمایی گردد.  این میسر نیست مگر با کشف تمایلات درونی و خواسته هایتان که درغیر اینصورت ممکن است بهای سنگینی بابت بیراهه رفتن بپردازیم و بعد از گذشت سالیانی با نگاه به پشت سر دریابیم که آنچه میخواستیم این نبود!. یکی از راههای کمک به شناخت تمایلات درونی فراهم کردن زمینه ایی برای تجربه کم دردسر و کم هزینه گزینه های مورد نظر است.برای مثال امروزه در سطح مدارس کشورهای پیشرفته انرژی و زمان زیادی صرف کمک به دانش آموزان جهت کشف تمایلات و علایق درونیشان میشود تا با انتخاب رشته و شغل مناسب، افراد با علاقه بیشتری مشغول به کار شده و با اینکار از اتلاف منابع و نیروی انسانی کشورجلوگیری شود. بیشتر ما در مواجه با  شرایط آزاد انتخاب این کشور  در مواردی که نمیدانستیم چه میخواهیم دچار سردرگمی ،افراطها و تفریطها شده ایم به حدی که در مواردی توصیه به بستری فرد چندان عجیب به نظر نمیرسید.

اگرچه برای مثال در مورد کالاها صرف تنوع به خودی خود باعث رشد قابلیت های تصمیم گیری افراد میشود ولی این امر در مورد انتخابهای اساسی تر زندگی به تنهایی کافی نیست.فراگیری مهارتهای تصمیم گیری در فرهنگ سنتی و در حالت وابستگی های اقتصادی فرزندان به والدین، که نیازمند ادامه زندگی آنان در چارچوب نهاد محافظه کار خانواده است ، اگر غیر ممکن نباشد بسیار مشکل است. چرا که افراد در حالت صغارت و وابستگی، اختیاری ندارند تا با دیدن نتایج تصمیمات شخصی پی به مسوولیت فردی خود برده و به مرور زمان مهارت تصمیم گیری و قدرت ارزیابی خود را افزایش دهند.

 تجربه نشان داده است که  در این بین دولتها می توانند نقش بسیار مهمی در کمک به برون رفت از این شرایط بازی کنند. برای نمونه یکی از قدیمی ترین روشهای کمک به  استقلال نسلهای جوانتر، وامهای تحصیلی بلاعوض یا طولانی مدت و با بهره ناچیز بوده که به افراد اجازه داده به مجرد رسیدن به سن قانونی جهت ادامه تحصیل، فارغ از قیود خانواده با تجربه زندگی مستقل و با برخورد با گزینه های گوناگون زندگی، شناخت خود از محیط  و قدرت ارزیابی خود را  افزایش داده، پس از آن نیز با استفاده از مهارت فرا گرفته جذب بازار کار شده و بی نیاز از بازگشت به آغوش گرم خانواده در عین بازپرداخت وام مورد نظر، به امرار معاش مستقل ادامه دهند. واضح است که این دومی خود میسر نیست مگر با داشتن ساختار اقتصادی تنومند ، آزاد و رقابتی که در آن با جذب سرمایه های کلان،  فرصتهای کاری برابر به اندازه کافی برای  افراد پدید آمده باشد که در غیر اینحالت فرد صرفا به جای آنکه محتاج خانواده باشد به سرباری برای دولت تبدیل می شود. در این مورد صحبت بسیار است ...


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: آمریکا
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin