تفاوتهای ما و ایشان(6)- بهداشت فردی
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦  

 

برطبق شواهد و اسنادی که از حفاریهای باستانی و لوحهای گلی کشف شده از پاسارگاد بدست آمده٬ ایرانیان ساکن این مناطق دارای حمامهای شخصی در خانه هایشان بوده اند. پدیده ایی به شکل حمامهای امروزی تا پیش از یک قرن گذشته و با کمک تکنیکهای مهار و توزیع آب و با استفاده از شبکه های لوله کشی میسر نشد.  اگر چه شواهدی از استفاده از وسایلی همانند دوش در یونان و رم باستان بدست آمده است ولی شکل امروزی دوش در اواسط قرن نوزدهم و آنهم توسط واحدهای نظامی ارتش متداول شد.همراه با انقلاب صنعتی وبا رشد پدیده شهر نشینی، گسترش سیستمای تصفیه، انتقال و گرمایش آب با سوخت ارزان،  حمام خانگی روز به روز جای خود را در فرهنگ مردم شهرهای بزرگ و پس از آن روستاها و نواحی دور افتاده تر باز کرد.

اگر چه فراهم بودن امکانات استحمام به خودی خود نقش بسزایی در تغییر عادات بهداشتی مردم و افزایش تناوب استحمام از ماه و گاه به هفته و روزها داشت، اما آنچه باعث فراگیر شدن عادات روزانه رعایت بهداشت به شکل امروزی آن شد، مدارس مدرن ٬رشد سیستم اداری و بوروکراسی و در راس آن واحدهای نظامی وارتش مدرن بود که با آموزش و اجبار پرسنل به رعایت حداقل هایی از بهداشت فردی و ظاهری افراد، نقش بزرگی در گسترش و فراگیری این فرهنگ بازی کردند. مدارس ٬ادارات و شرکتها به تبعیت از ارتش دریافته بودند که رعایت بهداشت فردی، داشتن ظاهری آراسته و لباس مرتب باعث افزایش نظم و انضباط اداری و به دنبال آن افزایش کارآمدی واحدهای متبوعشان خواهد شد. هر چند نظم و انضباط اداری در ابتدا نقش بسزایی در گسترش فرهنگ آراستگی و بهداشت فردی ایفا کرد که چه بسا شاید بشر طبق عادت غریزی اجداد غارنشینش تمایلی به تن دادن به دردسر نظافت و بهداشت تا این حد نمیداشت، ولی آنچه امروزه در میان طبقه متوسط کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه انگیزه لازم جهت حفظ آراستگی ونظافت را ایجاد میکند نه لزوما اجبار ادارات ، که عادت احترام به اطرافیان و حفظ  شخصیت و جایگاه اجتماعی خویشتن است.

  

در ا یران با آغاز دوران پهلوی اول و همزمان با شکل گیری و گسترش دستگاههای اداری و در راس آن ارتش و همچنین افزایش مراودات با دنیای خارج٬  ابتدا نوع پوشش طبقه دیوانسالار تغییر پیدا کرد و پس از آن مفاهیمی چون اصلاح و استحمام روزانه ، واکس زدن کفش ، اتوی لباس  و امثالهم وارد دایره المعارف لغات قشر متوسط شهرنشین شد.  این روند با بزرگ شدن تدریجی دستگاه اداری  ادامه پیدا کرد تا جاییکه پس از بیش از نیم قرن عادات رعایت آراستگی و بهداشت فردی در میان قشر متوسط شهرهای بزرگ از قبیل کارمندان، معلمان و ارتشیان پدیده رایج و پسندیده بود و و به نمادی جهت یادآوری جایگاه و منزلت اجتماعی افراد تبدیل شده بود.

در اواسط دهه پنجاه شمسی، با رواج تفکرات ساختار شکنانه و آنارشیستی که با الهام ناقصی از جنبش های چپ یک دهه پیش از آن و اینبار در ایران تحت لوای بازگشت به سنت آغاز شده بود ، بهداشت و آراستگی فردی به عنوان نمادهای تجدد در زمره اولین قربانیان سلاخ خانه سنت درآمدند و با وارونه شدن مفاهیمی که تا پیش از آن ارزش تلقی میشدند  نه تنها روند آراستگی و نظافت فردی از شهرهای بزرگ به روستاها و شهرهای کوچکتر سرایت پیدا نکرد بلکه فرایندی معکوس به عنوان ملاک ارزشگذاری، دامن تمام سازمانها و نهادها را فرا گرفت و مظاهر این تفکر تا بالاترین سلسله مراتب اداری و در راس دستگاه اجرایی خود نمایی کرد. پس از آن چند سالی بیشتر نیاز نبود تا  شنیدن آموزه هایی چون "جمعه روز نظافت و عبادت است" هیچ گونه سئوالی را در ذهن کودکان دبستانی آن زمان ایجاد نکند.

این دو نفر معاون وزیر امور خارجه و سفیر ایران در چین هستند

در آمریکا هم مانند سایر کشورهای توسعه یافته، رعایت پاکیزگی به عنوان عادت روزانه طبقه متوسط شهر نشین در آمده است . اگر چه در مورد پوشش در مقایسه با برخی ازکشورهای اروپایی تمایل به راحت پوشی در میان این مردم بیشتر دیده میشود ولی این امر ظاهرا خللی در رعایت نظافت فردی و استحمام روزانه وارد نکرده است. در ادارات و شرکتهای دولتی و خصوصی به جز اندکی از مشاغل، سایرین ملزم به رعایت حداقلی از پوشش رسمی و آراستگی هستند.اگر چه هر شرکت سیاستهای خاص خودش را در این زمینه دارد ولی  شرکتهای خصوصی معمولا یک روز در هفته به کارمندان اجازه میدهند که با لباس غیر رسمی و شلوار جین در محل کار حاضر شوند. در مناسبتهایی در سال هم به افراد اجازه داده میشود که با لباس خاص آن روز در محل کار جاضر شوند. برای مثال روز قبل از فینال مسابقات سراسری فوتبال، افراد معمولا با لباس باشگاه مورد علاقه اشان در سر کار حاضر میشوند و یا در روزهالویین با لباسهای عجیب که البته این در شرایطی است که این اشخاص با ارباب رجوع در تماس نباشند. مقررات در مورد کسانی که با اشخاصی خارج از شرکت در تماس هستند سختگیرانه تر است. سحرخیزی به همت خواب زودهنگام شب و استحمام روزانه اول وقت از عادات کارمند جماعت است.

 

 در دانشگاهها و به خصوص برای دانشجویان قضیه اما کمی فرق میکند. بنا بر مقتضیات فصل، پوشیدن لباسهای راحت عمومیت چشمگیری دارد. در فصول نسبتا گرمتر سال شلوارک و دمپایی انگشتی به وفور به چشم میخورد. در کلاسهای اول صبح از دیدن پسران و دخترانی ( به خصوص خوابگاهی ) با لباس شبیه لباس خواب تعجب نباید کرد و این درحالیست که موی کاملا خشک نشده سر کماکان یادآور فراموش نشدن عادت استحمام است. آرایش غلیظ صورت برای دختران به جز برخی از مهمانیهای شبانه چندان متداول نیست و سهم صورت از خودنمایی اگر کمتر از سایر اعضای بدن نباشد، بیشتر نیست. بوی خوش معمولا اولین نکته ایست که پس از ورود به ساختمانهای عمومی جلب نظر میکند. تمام اینها درحالیست که به دلیل سبک خاص زندگی در بیشتر شهرهای آمریکا، میزان مجاورت فیزیکی افراد در طول روز چندان زیاد نبوده و به جز چند شهر بزرگ که افراد از وسایط نقلیه عمومی استفاده میکنند در سایر مناطق مردم به دلیل استفاده از اتومبیل شخصی کمتر از نزدیک با هم در تماس هستند که گویا این مساله کماکان بهانه ایی بر ترک عادت نظافت نشده است.

دانشجویان ایرانی که در این میان برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلی عالیه به دانشگاههای این کشور رهسپار میشوند مانند دانشجویان دیگر کشورها نقش بسزایی در معرفی و شناساندن فرهنگ و آداب سرزمینشان ایفا میکنند. این مساله به خصوص در مورد افرادی که مدت کمتری از اقامتشان در این کشور میگذرد وهنوز از فرهنگ کشور میزبان تاثیر چندانی نگرفته اند اهمیت چندانی می یابد. چرا که با توجه به نوع نگاهی که به قشر تحصیل کرده در تمام دنیا  متداول است ، بطور ناخواسته عادات ورفتارهای ایشان توسط ناظرین با چند پله تخفیف به سایر اقشار آن جامعه تعمیم داده میشود. بنا به تجربه شخصی٬ از عادات بهداشتی  معدودی از دوستان هموطن خاطرات خوشایندی به یاد ندارم  و چندان علاقه ایی به بیان جزئیات آن ندارم که بیشتر موجب شرمساری است. تجربیاتی که شاید اگر تا پیش از آن از زبان شخص دیگری میشنیدم چه بسا بدنبال آثار حمق و گولی در سیمای فرد راوی میگشتم. تنها  در این مورد ذکرکلیاتی کافیست شاید که ترک رودربایستی و یادآوری تلخ و گزنده این نکات، باعث شود در اینمورد مروری دوباره داشته باشیم و دوستان کمتری در آینده خجالت زده شوند. اگر چه در تمام اجتماعات٬ معدود افرادی خارج از قاعده یافت میشوند که از نظر آماری صحبت از آن معمولا ارزش چندانی ندارد ولی وقتی که این امر قدری از حالت استثناء خارج شود باید جدی تر به آن فکر کرد.

  در مواجه با دانشجویی که در بالاترین سطح علمی تحصیل میکند و از ابتدایی ترین اصول بهداشتی  بی اطلاع است، نسل اول ایرانی بزرگ شده در خارج از کشور در بهترین حالت با دیده تعجب و متاسفانه معمولا با تحقیر و تمسخر نگاه میکند. طبقه دانشگاهی آمریکا اما معمولا، برخلاف تصور، در مواجه با دانشجویان خارجی بسیار محافظه کارانه برخورد کرده و جانب احتیاط را رعایت میکنند تا مبادا که تفاوتهای زبانی و فرهنگی باعث سوتفاهم گردد. این مساله ولی مانع از آن نشد که در مواردی به چند تن از هموطنان  جهت عدم رعایت اصول بهداشتی تذکر غیر مستقیم داده شود. متاسفانه این موارد به همینجا ختم نشد و حتی روزی دوستی اهل مکزیک با خجالت وعذرخواهی فراوان این مساله را یاد آور شده بود. این "حتی" را از آن جهت گفتم که معمولا دوستان ایرانی به دیده تحقیر به جماعت مکزیکی  نگاه میکنند.

احساس شرم و اندوه و چه بسا خشم از شنیدن این وقایع هنگامی دو چندان میشود که به یاد می آوری که در عدم آموزش این مسایل تعمدی همراه با افتخار وجود داشته است. هنگامی که میدانی بخش عمده بودجه آموزشی کشورت از دوران ابتدایی تا دوران دانشگاه و حتی نظام وظیفه صرف آموزش شیوه و آداب و رسوم زندگی  مردم اعصار گذشته شده و با تعلیم و تعزیر، چنان وسواسی در تکرار وتاکید جزئیات رسومی از گذشتگان به خرج داده شده است که کمتر کسی تا به حال از آنها شنیده و یا در زندگی روزمره دنیای امروز با آنها برخورد داشته است. اگر چه او هر روز سه بار غذا میخورد ، اگرچه او نیاز به رعایت مسایل بهداشتی دارد ، اگر چه او قرار است درآینده با انسانی از جنس دیگر شبانه روز زندگیش را قسمت کند و دهها اگرچه دیگر، ولی عده ایی به جای او تصمیم گرفتند که او به دانستن چیزهای مهمتری از این مسایل پیش پا افتاده نیاز دارد و این چنین او را شرمسار خود و دیگران کردند.

میدانی که او تقصیری ندارد هنگامی که دیده است چگونه دوش حمام ،تیغ اصلاح ،کراوات ، اتوی پیراهن و شلوار، ادکلن، واکس کفش وغیره مطرود و مخصوص نقش منفی فیلم ها بوده  و به جای آن غسل ارتماسی ، یقه ای چرک، موی چرب، بوی جوراب و شوره روی  کت و غیره در صدر نشسته اند. او بااستانداردهایی که دیده و تجربه کرده است خود را بسیار پاکیزه تر از چیزی که واقعا هست، می پندارد. اینگونه است با تاکید بیش از حد بر یک بعد از زندگی، شخصی که در فرایندی طاقت فرسا از میان هزاران نفر دستچین علمی شده و تمام پایتختهای کشورهای جهان را به همراه تاریخ حکمت و فلسفه و چه و چه از بر میخواند، به خاطر عدم آشنایی  با ابتدایی ترین ملزومات زندگی  خجالت زده همرده های خویش از سایر کشورها میشود و یا آن یکی دیگر درمیانه عمر با موهایی که شروع به سفید شدن کرده اند در حالیکه به گفتگوی دختر وپسری نه از اروپا و آمریکا که ترکیه ولبنان خیره شده است، با حسرت به اولین روزی فکر میکند که پسری او را لمس خواهد کرد. و آن دیگری پس از چند سال زندگی مشترک با جنس مخالف به یاد می آورد که اساسا باید بدنبال جنس دیگری می گشته است!


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: ایران
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin