تفاوتهای ما و ایشان(5)- روابط دختر و پسر
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦  

 

 

روابط دخترها و پسرها در آمریکا چطوریه؟ چطوری با هم دوست میشند؟ در زمان رابطه چه جوری با هم رفتار میکنند؟....... نوشتن در اینباره آنهم در فضایی به کوچکی وبلاگ شاید آخرین کاری باشه که کسی بخواد انجام بده، چرا که  نوشتن در این مورد وبطور کلی در مورد روابط دو جنس مخالف مانند سایر علوم انسانی  پیچیدگی ها و ظرایف خاص خودش رو داشته و نیازمند دانش و  تخصص مربوطه است. به سختی میشه اونو فرموله کرد و در قالبی گنجاند و همیشه کسی پیدا میشه که مثال نقضی جلوی چشم بگذاره. و نهایتا اینکه حتی در صورتی که بشه تا حدودی اونو در چارچوبی گنجاند و طبقه بندی کرد، حق مطلب در یکی دو پست وبلاگ ادا نخواهد شد.در نتیجه آنچه در اینجا خواهد آمد چکیده ای مختصر از تجربیات شخصی در مورد اصول خیلی ابتدایی روابط امروزی میان دختران و پسران طبقه متوسط آمریکاست.

 اکثر ماها شناختمون رو در این موارد که به فرهنگ دیگر سرزمینها مثلا آمریکا مربوط میشه از فیلمها و یا لابلای سطور کتابها بدست آورده ایم. حال انکه در بسیاری موارد به دلیل سرعت تغییرات فرهنگی شناخت رفتار نسل جوان هر کشوری حتی برای پدران ومادرانشان دشوار مینماید چه رسد به مردمانی در سرزمینی دیگر.

درباره  احساسات و عواطف٬ از آنجا که بخش عمده ای از کنش و واکنشها در این مورد به غرایز بشری برمیگرده، شباهتهای بسیاری در این مورد  وجود داره و در واقع میتوان گفت که از دیدگاهی روانشناسانه شباهتها به مراتب بیشتر از تقاوتها بوده و شاید بشه به نوعی اون رو مستقل از فرهنگ و ملیت دانست.  بی دلیل نیست که کتابهای بسیاری که در این زمینه  نوشته شده و به زبانهای مختلف از جمله فارسی هم ترجمه شده و معمولا فارغ از پیش زمینه ای فرهنگی مخاطبان ، مورد استقبال وسیع مخاطب عام هم قرار گرفته است. 

از دیدگاه رفتارشناسی وآداب و رسوم  تعامل با جنس مخالف اما، حدیث دیگری است. تفاوتها و فاصله ها دراین زمینه گاهی به دیری قرن و دوری کرات دیگر است. در این مورد حرکات، کلمات و حتی اشارات میتونه بار ارزشی و معنایی کاملا مخالف با آنچه ما از آنها سراغ داریم، داشه باشه. دقیقآ به خاطر همین وجه قضیه هم هست که ارتباط  میان فرهنگی  بین دو جنس مخالف( و بعضا موافق) درابتدا بسیار دشوار ، همراه با سوء تفاهم و در مواردی هم غیرممکن به نظر میرسه. 

 از تفاوتها در آداب و رسوم تاریخی میان کشورهایی همانند ایران و آمریکا که بگذریم (که در این مورد  از زبان های محققین و متخصصین بسیار شنیده ایم ) ، قواعد و آداب و رسوم امروزی نسل جوان این کشورها  اگرچه شاید در محتوی فرهنگی با نسل گذشته تفاوت عمده ایی پیدا نکرده ولی در شیوه و تکنیک تغییرات محسوسی داشته که معمولا در جهت ساده تر شدن بوده است .  کما اینکه در ایران امروز هم مانند بسیاری از کشورها  در میان نسل جوان کمتر شباهتی میان شیوه های  ارتباطی دو جنس مخالف با نسل گذشته( حتی در بازه زمانی ده ساله) مشاهده میشه .

شروع و برقراری ارتباط:  بر خلاف ما ایرانیان که همانند سایر اهالی مشرق زمین  از ایما ، اشاره  و حرکات چشم و ابرو برای رساندن مقصود استفاده گسترده ایی میکنند، در این سوی دنیا از این علایم ویژه چیز خاصی دستگیرشون نمیشه. . زل زدن و خیره شدن چه از طرف پسر و چه دختر متداول نیست و معمولاً هم کار زشتی محسوب میشه. از آنجا که به دلیل همراهی دوجنس مخالف از کودکی و پس از آن در دوران تحصیل حس غریبگی میان دو جنس به مراتب کمتر مشاهده میشه ، شروع صحبت به مراتب آسانتر و صحبتهای کوتاه معمولا بسیار متداول است. سلام و احوالپرسی با خوشرویی طرفین مواجه میشه و حمل بر نکته و منظور خاصی تلقی نمیشه. اصولا لبخند زدن در صورت تلاقی نگاهها بسیار متداول که گویا واجب است.در واقع  رساندن منظور از طریق ارتباط کلامی تنها راه موجود است و لغات هم معمولا حامل معنای واقعی است و کمتر به جز برای شوخی و تفریح از زبان کنایه استفاده میشود که در آنصورت هم بلافاصله در انتهای جمله بر کنایه بودن آن تاکید میشه مثلا گفته میشه که "شوخی کردم". معمولا برای شروع صحبت نیاز به وجود حداقل یک اشتراک است.  حال بودن در مکانی به دلایل  مشترک  و یا داشتن زمینه مشترک.همانند بودن در میهمانی، نشستن در کنار باری و یا همکلاس و همکاربودن و غیره. سد کردن راه دختری غریبه توسط پسری ناشناس در خیابان و درخواست دوستی و رد و بدل کردن شماره تلفن در اینجا بیشتر به طنز شبیه است .متلک به جز در محله هایی نه چندان خوشنام بعضی از شهرها و آنهم توسط افراد خاصی رایج نبوده و معمولا به قصد ایجاد رابطه بیان نمیشه و نتیجه ایی هم به جز پا به فرار گذاشتن طرف مقابل نخواهد داشت. آشنا شدن پشت چراغ قرمز و رد وبدل کرد ن شماره تلفن یا حتی نگاه کردن به سرنشین اتومبیل کناری هم کار متداولی نیست . تا آنجا که یکبار که دوستی ایرانی به این امر مبادرت کرده بود٬ مورد استقبال همراه با شگفتی قرار گرفته بود.البته ناگفته نماند که بعدها کاشف به عمل امده بود که شخص مورد نظر در ارتفاعات به سر میبرده و اصولا به دود و دم ارادت خاصی داشته . بطورکلی در اینجا از اتومبیل هم بمانند کلام استفاده سرراست و مستقیمی میشه.در صورتی که به هر دلیل یکی از طرفین مایل به دیدن و یا صحبت کردن مجدد با طرف مقابل باشه تقاضای شماره تلفن طرف مقابل رو میکنه که این امر معمولا توسط پسرها صورت میگیره. که اگر برعکس پسری شماره تلفنش رو به دختر بده امکان داره حمل بر توهین و جسارت بشه. البته با قدری تامل میشه فهمید که این رسم چندان هم بی مسمی نیست که معمولا ما ایرانیها هم به جز دراین مورد در تمام موارد دیگر، شخصی که درخواستی داره تقاضای شماره  و نشانی فرد مقابل رو میکنه و نه برعکس. در واقع اینجوری به نوعی شخص با تاکید غیر مستقیم بر اهمیت و  جایگاه بالاتر طرف مقابل احترام خود را ابزار داشته  است.به همین ترتیب درایران هم به فرض اگر شما دنبال کاری میگردید و با شخص صاحب نفوذی  برحسب  اتفاق آشنا شده اید خواهید پرسید " میتونم شماره تماستون رو داشته باشم" نه اینکه برعکس بگید" این شماره منه با من تماس بگیر"!!. البته کاملا واضحه که دلیل این وارونگی، محدودیت و احساس عدم امنیت دختران به خاطر عدم پشتیبانی از سوی قانون و خانواده اشان است.رد و بدل کردن نشانی و تلفن معمولا در مواردی اتفاق میافتد که اشخاص به صورت تصادفی با هم برخورد کرده و روزانه یا مداوم به هم در تماس نیستند(مثلا همکلاسی و یا همکارنیستند). در سایرموارد متداول است که اگر شما مایل به آشنایی بیشتر با فردی ازجنس مخالف هستید از او درخواست میکنید که آیا مایل است که فلان روز ساعتی را هم با هم به صرف قهوه( و یا چیزی مشابه) به کافی شاپ یا جایی مشابه بروید. این درخواست به طور  عرفی به معنای ابراز علاقه برای آشنایی بیشتر پذیرفه شده و جزو معدود موارد استفاده غیر مستقیم از کلام است. رد درخواست که معمولا هم به شکل محترمانه ایی صورت میگیرد به معنای عدم تمایل طرف مقابل است. هر چند که پذیرش آن لزوما به معنای علاقه نیست. 

2- رابطه: معمولا بعد از چند دفعه قهوه خوردن و یا سینما رفتن و در صورت تفاهم ،یکی از طرفین( معمولا پسر)  پیشنهاد دیت  کردن( Dating) رو میده. در صورت پذیرش دیت کردن رابطه در میان دوستان نزدیک علنی میشه و دو نفر در مجامع دوستانه همراه همدیگه ظاهر میشند. در این مرحله هنوز دو طرف دوست دختر وپسر محسوب نمیشند و بلکه به نوعی مانند نامزدی پیش از دوست دختر وپسر شدن است. در این مدت طرفین ته و توی همدیگه رو از تمام مسایل شرعی وغیر شرعی در میارند و سعی میکنند بفهمند که آیا این رابطه پتانسیل جدی تر شدن رو داره یا نه. این مرحله معمولا بیش از چند ماه طول نمیکشه و یا طرفین اعلام میکنند که از هم جدا شدند و یا اینکه دیده میشه یکی از طرفین اسباب و اثاثیه اش رو جمع کرده و داره میره خونه ای اون یکی که با هم زندگی کنند. در واقع شاید بزرگترین تفاوت این دو مرحله همین قابلیت زندگی در مکانی مشترکه. البته لزوما اجباری در زندگی مشترک نیست ولی حتی در غیر اینصورت به نوعی دو طرف بیست وچهار ساعته با همدیگه خواهند بود. ولی از آنطرف چیزی که قطعی است آنکه در مرحله دیت کردن زندگی فیزیکی مشترک متداول نیست.

 این مرحله(دوستی) تا زمانی که پسر رسما از دختر درخواست ازدواج کنه ادامه خواهد داشت و دیده میشه که تا سالها میتونه ادامه پیدا کنه. حتی در این بین سر وکله بچه ها هم ممکنه پیدا بشه. اختلافاتی از نظر آماری بین ایالتهای شمالی( نسبتا لیبرال) با ایالتهای جنوبی وجود داره ولی روز به روز بر تعداد کسانی که خارج از قواعد مرسوم سنتی ایجاد به ارتباط میکنند اضافه میشه. در صورتیکه دو نفر با هم ازدواج کنند از نظر مالی و حقوقی هم در دسترنج همدیگه شریک میشند و در واقع تنها و بزرگترین تفاوت میان این مرحله با مرحله دوستی همینه . 

 موارد دیگری از رابطه هم متداول است که بیشتر هدف آن لذت جویی جنسیست. این روابط که از اونها به عنوان روابطه یک شبه نام برده میشه معمولا بیش از یک نوبت نیست و معولا طرفین به ندرت نشانی و یا نام دقیقی از یکدیگر به یاد دارند و بعد از آن قرار نیست که پیگیر موضوع بشند. افراد در مقاطع خاصی از زندگی بنا به دلایلی مثلا شکست در روابط عاطفی و یا مناسبتهایی مثلا شب سال نو ممکنه در هنگام تجرد این نوع رابطه را تجربه کرده باشند ولی تداوم آن عمومیت چندانی ندارد.

  روابط جنسی میان دختر و پسران زیر هفده سال ممنوع بوده و جرم تلقی میشود ولی از آنجا که فرد زیر هجده سال قابل تعقیب کیفری نیست در این موارد اقدامی علیه آنها صورت نمیگیرد ولی در صورتی که یکی از طرفین بالای سن قانونی باشد حتی در صورت رضایت فرد زیر هفده یا هجده سال ، شخص بالای سن قانونی با مجازات زندان روبرو خواهد بود.با تمام این اوصاف روابط میان دخترها و پسرهای دبیرستانی که هر دو زیر سن قانونی باشند کمتر با مخالفت خانواده ها روبرو میشود مگر به دلیل مسایلی به غیر از نفس داشتن رابطه دختر و پسر از جمله اختلافا ت طبقاتی ویا فرهنگی. 

 اگرچه در مورد هر کدام از موارد فوق جای صحبت فراوانی است ولی آنچه که بطور کلی به عنوان تفاوت مهم میان این فرهنگ با فرهنگ ایرانی مشاهده میشه قاعده مندی و قانون مندی روابط غیر رسمی است که این امر هم میسر نیست مگر با پذیرفته شدن عرفی اینگونه روابط توسط جامعه ،که با کمک به علنی شدن آنها نظم و سیاق خاصی به آن بخشیده و مانع تباهی و فسادهای بیشماری میشود. در واقع با علنی شدن اینگونه روابط، افراد حامل مسئولیتی اجتماعی شده(حداقل در مقابل خانواده طرف مقابل) و رفتار مسئولانه تری در مورد طرف مقابل از خود بروز میدهند. حال انکه در جوامعی چون ایران، با مخفی کاری از آنجا که داشتن رابطه با جنس مخالف، چه یک نفر و چه چند نفر بطور همزمان، در دیدگاه قانون و اجتماع جرم تلقی میشه،افراد خود را مجرم بالفطره تلقی کرده و آمادگی بیشتری برای مبادرت به رفتارهایی که حتی در فرهنگ لیبرال هم جرم تلقی میشود از خود نشان میدهند.بی قانونی و هرج و مرج در روابط ابتدایی ترین و تلخترین پیامد تکذیب روابط خارج از ازدواج( علیرغم تمایل نسل جوان به اینگونه روابط) است. در واقع دیده میشه که نفی و تکذیب هر آنچه خوشایند باورهای سنتی اجتماع  نمی نماید٬ نه تنها کمکی به کاهش آن نخواهد کرد بلکه رشد بی قاعده ،مخفیانه و خارج از کنترل را به همراه خواهد داشت. به جرات میتوان گفت که تلقی عمومی از مباحث جنسی و به خصوص نوع نگاه به جنس مونث، امروزه به شکل گره ایی غیر قابل گشایش خود را در بسیار از عرصه هایی اجتماعی ، سیاسی و حتی اقتصادی به جامعه ایران تحمیل کرده و تا زمان رهایی از این وسواسهای جنسی، جامعه ایی که قصد گذر از سنت و رسیدن به مدرنیته ایی که  روند آنرا از سالهای بسیار دور آغاز کرده٬ روی آسایش نخواهد دید. در واقع زندگی مدرن و پدیده هایی مثل شهر نشینی و زندگی صنعتی چه خوشمان بیاید و چه نیاید به شکل بسته ایی است که به همراه با ملزومات خاص خودش است و کسانی که با بیان الفاظ زیبایی همچون مدرنیته بومی و امثالهم سعی در نادیده انگاشتن این ملزومات و شاید هم عواقب دارند تنها باعث سردرگمی و  زحمت دیگران میشوند. و اینگونه روز به روز بر رنج و درد مردمی که خواسته و یا ناخواسته در وجوهی از زندگی مدرن گرفتار آمده اند، افزوده میشود.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: ایران
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin