‏‎تفاوتهای ما و ایشان(3)- جایگاه ایرانیان کجاست؟
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٦  

 شهروندی که بسیاری او را به اشتباه ریس جمهور ایران انگاشتند

دریافت چند ایمیل زنجیره ایی و دیدن و شندین یک ویدیو و فایل صوتی  و متعاقب آن خواندن نظرات یکی از دوستانم  منو به این فکر انداخت که بد نیست حالا که صحبت ازتفاوتهای رفتاری مردم ایران و آمریکا شده ابتدا در مورد قضاوتهای خودمان در مورد  ایرانیا ن بنویسم. در باره اینکه رتبه و منزلت و جایگاه مردم ایران در دنیا از دید خودمان کجاست و کجا باید باشد که لیاقت ما مردمان را داشته باشد. در واقع شاید با این آگاهی هنگام مقایسه با سایر ممالک کمتر دچار خطای دید  بشیم.

1- اخیراً فیلم مصاحبه  فردی به نام صراف (کاندیدای ریاست جمهوری) از صدا و سیما پخش شده که متعاقب آن بر روی وبسایت یوتیوب هم مورد استقبال وسیع قرار گرفته است. در این فیلم مشاهده می کنیم که این شخص در حالیکه از پاسخ دادن به سوالات گزارشگر عاجز است، با دادن جوابهای پرت موجبات خنده بیننده را فراهم میکند.در پایان گزارشگر رو به دوربین کرده و در باب فواید شورای نگهبان سخن سر داده و وجود چنین کاندیداهایی را دلیل رد صلاحیت کاندیداها بیان میکند.

2- در فایل صوتی دیگری صدای شرکت کننده ایی در راهپیمایی 22 بهمن را میشنیدم که درحالیکه سعی میکرد  با تمام توان به دنیا فحش بدهد ولی به دلیل کمی سواد و با دستور زبان غلط چند تا فحشی هم نثار خودش و مردم ایران کرد.

3-حتما تا به حال تصاویر بسیاری دیده اید از تابلوها و پلاکاردهای تبلیغاتی و شعار نوشته هایی در مناسبتهای دولتی که علیرغم صرف مبالغ هنگفت توسط نهادهایی نظیرسازمان تبلیغات اسلامی ، بسیج و امثالهم  با غلطهای فاحش زبان فارسی یا انگلیسی موجبات خنده و تفریح کاربران اینترنت را فراهم میکنند.

4- یکی از دوستان با اشاره به این مصاحبه ها جایی نظر داده بود که وقتی شخصی مانند صراف کاندایدای رئیس جمهوری باشه مردم هم باید چنین گوساله هایی باشند! طرفداران نظراتی از این دست کم نیستند و شاید تا به حال بسیار شنیده اید. سخنانی نظیر اینکه این مردم ایران لایق همین شرایط موجود هستند و یا اینکه دولتمردان ایران آینه تمام نمای مردم ایران هستند و یا به عبارتی دیگر کارگزاران فعلی معدل جبری این مردم هستند ،خلایق را هر چه لایق و غیره. شایداینکه فردی از روی شدت یاس و سرخوردگی و در شرایط خاص روحی این قبیل جملات را بیان کند قابل درک باشد همانطور که افراد گاهی از سر خشم دشنامی میدهند که از ته قلب به معنای مترتب بر آن معتقد نیستند ولی اینکه این عقیده پابرجای افراد بسیاری در طول زمان باشد جای تامل دارد.

5- در اینکه درصدی از مردم ایران را مانند هر کشور دیگری به طور نسبی افراد عامی و کم سواد و کم اطلاع تشکیل میدهند تردیدی نیست ولی اینکه آیا این دلیلی میشود که هنگامی که دست اشاره به سوی مردم ایران میگیریم صراف را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری نشان بدهیم و آن فرد بی اطلاع را به عنوان مردم ایران! جای سوال است .این در واقع همان چیزیست که هیات حاکمه ایران با صرف مخارج کلان سعی در القاء آن به دنیا و مردم ایران دارند.چرا که  دست برقضا تنها پایگاه اجتماعی باقیمانده برایشان همین افراد هستند. پس چه از آن بهتر که همگان باور کنند که چون اکثریت مردم ایران شبیه این افراد هستند و این افراد هم طرفداران حفظ شرایط موجود پس در نتیجه اکثریت مردم ایران طرفداران حاکم بزرگ هستند. چه بهتر آنکه همگان باور کنند و روزی صد هزار مرتبه خدا را شکرگزار باشند که با وجود شورای نگهبان مردم از شر امثال صراف بیسواد آسوده خواهند بود. غافل از آنکه اگر قرار به گرفتن غلط دستور زبان و سنجش سطح اطلاعات عمومی باشد، پیش از آن افراد بسیاری ازحاکمیت(زنده و مرده!) در صف خواهند بود که نوبت به امثال صراف نخواهد رسید.این تمام آنچیزی که اگر ما باور کنیم خیال خیلیها را آسوده کرده ایم.

6-اینکه افرادی در قدرت مبلغ این نظریه باشند "که شرایط موجود بهترین وضع موجود است که اگر نبود، نمی بود" باعث تعجب نیست که پیش از آن هم در تاریخ افرادی همچون افلاطون و هگل بسیار استادانه تر آنرا تئوریزه کرده اند. تعجب از اعتقاد قلبی افرادی است که کوچکترین نسبت و دلبستگی با مصیبتهایی که بر سر این مردم می رود نداشته و کماکان سرسختانه توجیه گر وضعیت موجود هستند. تردیدی نیست که ما مردمان ایران هم مانند بسیاری دیگر از ممالک جهان سوم به هزار و یک درد و مرض فرهنگی مبتلا هستیم که گاهی فاصله ما با ممالک متمدن با با واحد قرن سنجیده می شود  ولی چه لزومی است که با استناد به وجود افرادی از سطوح پایین فرهنگی جامعه، تصویر معدل مردم ایران را از آنچه هستند سخیف تر نشان دهیم. در واقع همانطور که کسانی از آن سوی  بام افتاده اند و  با دل خوش کردن  به لیست بلند بالایی از ایرانیان موفق در سایر کشورها، دچار غرور واهی و کاذب خنده داری شده اند که گویا تمام موفقیت های سایر ممالک مدیون حضور ایرانیان بوده است، عده ایی هم پایشان را کردند توی یک کفش که صراف و احمدی نژاد و آقای "چهار ساختار" و امثالهم کپی برابر با اصل مردم ایرانند و عصاره و چکیده و معدل این مردمند. کافیست که نگاهی به عکس کارگزاران حکومتی و خانوادهایشان بیاندازیم و با نگاهی به مردم در حال تردد در کوچه و خیابان متوجه تفاوتها بشویم. حکومت ایران شامل دایره بسته از افرادی با عقاید و طرز نگرش خاص است که کمترین شباهتی با متوسط و معدل جامعه ایرانی نداشته و روز به روز هم با تنگتر شدن این دایره ،کوچکترین شباهتهای موجود را هم  از دست میدهد.به عنوان یک مثال فقط کافیست که فکر کنیم که این تفاوت آنقدر زیاد است که اکثر قریب به تقاق مردم ایران هنوز پس از هجده سال همسر شخص اول مملکتشان را ندیده اند. ما حتی نمیدانیم اسمشان چیست! ؟

استفاده از لباس رسمی مناسب و داشتن ظاهر آراسته برای یک دیپلمات عالیرتبه لازمه . فکر می‌کنید اگه این عکس توضیحات نداشت کسی می‌تونست حدس بزنه که این دو نفر ((معاون وزیر امور خارجه)) و ((سفیر ایران در چین)) هستند؟!

6- آنچه مسلم است اینکه کسی نمیتواند ادعا کند که ایران شایستگی جایگاهی همچون اروپای غربی، آمریکا، ژاپن یا سایر ممالک متمدنه را داراست.ما به مراتب از بسیاری جهات دچار عقب ماندگیهای فاحشی هستیم که جبران آن سالها وقت و انرژی خواهد برد.در واقع با توجه به واقعیت های موجود ما انتظار زیادی نداشته و نداریم ولی آنچه که امروز بر سر این سرزمین میرود و افرادی همچون صراف و احمدی نژاد را هم معدل مردم ایران دانستن هم کمال بی انصافی است.

 کابینه امیر عباس هویدا

با نگاهی به سرگذشت یک قرن گذشته ایران جایگاه ما شاید می بایست جایی شبیه به ترکیه امروز میبود که بنا به شهادت برنامه ریزان همین حکومت فعلی در حالت خوش بینانه بیست و پنج سال زمان برای رسیدن به آن تعیین نموده اند.(البته قابل ذکر است که مد نظر ایشان ملاکهای اقتصادیست که از نظر فرهنگی بازگشت به گدشته مطلوب و مرادشان است.)

سفیر افغانستان و ریس جمهور ایران

 7- نشان دادن تصویری نا امید کننده و ارایه تفسیرهای جبرگرایانه از مردم ایران جز آسودگی حاکمان و یا کسانی که در طرف مقابل قصد توجیه تنبلی و بی عملی خودشان را دارند ، حاصلی دیگر نخواهد داشت. با نگاهی به گذشته سایر ملل مترقی خواهیم دریافت که در آن ممالک هم در هنگامه آغاز تغییرات به جز اندکی از نخبگان که راهبری فکری و سیاسی تغییرات را عهده دار شدند مابقی مردم نه تنها فیلسوف نبودند که همگی مردمانی عادی با دانشی اندک بودند.حتی امروزه هم که سالها از تحولات بنیادین در این کشورها میگذرد تعداد مردم نا آگاه کم نیستند تا آن حد که هنوز هم در برخی موارد وزنه آنان در تعیین مسیر سیاست این کشورها سنگینی میکند. در واقع همانطور که بارها گفته شده و میدانیم در این ممالک صلاح و مصلحت جمع به دست نخبگان و لایه های بالایی اجتماع است.حال آنکه در سرزمین ما از آنجا که 20 درصد پایین (از نظر فرهنگی) سررشته امور را به دست گرفته اند، عده ایی از ما به این نتیجه رسیده ایم که تا وقتی که سطح معرفت آنقدر همه گیر نشود که این 20 درصد را هم در خود گیرد, هیچ بهبودی حاصل نخواهد شد. حال اینکه این چه اصراری بوده که سررشته امور را به دست فرودستان بسپاریم و به انتطار آنروز بنشینیم که آنان به سراغ مردم بروند و با اعلام اینکه دیگر از نظر کمال وشعور به سطح تعالی رسیده اند و اینک مردم خود میتوانند در مورد صلاح و مصلحت خود تصمیم بگیرند! خود بحث دیگری است. در واقع با این استدلال ما به مردمانی میمانیم که اگرچه منبعی آب به حد کافی برای رفع عطش در اختیار دارد ولی از آن جا که این منبع به حد لبریز نرسیده است نباید حتی به قیمت مردن تا رسیدن آن روز جرعه ایی آب بنوشد!  چه بسا اگر نخبگان و معتمدان جامعه ایرانی  بیست و نه سال پیش دچار دو بینی و خطای دید نبودند، امروز ما هم چون بسیاری دیگر ملل سرنوشت دیگری میداشتیم....ادامه دارد

بابا بزرگ مولوی را بست خانه ی خوبی نساختیم و نشست

انتظار زیادی نداشتیم آقا بزرگ یک اتفاق چوبی برای تنهایی با سایه های اقاقی بر

رفتار خانگی، یک وجب خاک برای کاشتن نه کاستن

جایی به سادگی یاس های گلخانه به راحتی چند پله شمعدانی یک چهار پایه یک

میز یک چراغ برای باز شدن آواز شدن پرواز شدن

ما انتظار زیادی نداشتیم آقا بزرگ

شهیار قنبری


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: سیاست
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin