حادثه دانشگاه ویرجینیا تک
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٦  

۱)امروز مقارن ساعت ۱:۳۰ بعد از ظهر در مراسم کوتاه یادبودی که توی دانشگاه جهت همدردی با خانواده های دانشجویان کشته شده دانشگاه ویرجینیا تک تشکیل شده بود شرکت کردم.دیروز هم همانطور که از عکس پیداست٬ چند تا از دانشجویان بلافاصله با شنیدن خبر و به طور خودسر! با هم در محوطه دانشگاه جمع شدند و نه تنها آن کار بدی که از  عکس تصور میشود را انجام ندادند بلکه همگی با هم دعا کردند.البته قراربود مراسم امروز هم در همین  میدان اصلی دانشگاه که پرچم آمریکا در آن واقع شده است برگزار شود که به علت بارندگی در ساختمان فعالیتهای دانشجویی تشکیل شد.مراسم  شامل نیایش و همدردی با خانواده های بازماندگان بود و ده دقیقه به طول کشید.در بخشی از آن گفته شد ((..ما  اینجا از پنجاه ایالت و نود دو کشور با  فرهنگ های گوناگون گرد هم آمدیم تا همدردی خود را با خانواده دانشجویان ابراز کرده برای آنان طلب صبر کنیم...))...از بچه های ایرانی یک نفر دیگر هم حاضر بود.کشورهای مختلفی از جمله ایران با ملت آمریکا  ابراز همدردی کرده اند.

۲) از دیروز تمام شبکه  های خبری آمریکا به اشغال این خبر در آمده اند .به طور تصادفی که از کنار هر عابری رد میشم بحث درباره این موضوع را میشنوم .حساسیت زاید الوصف مردم آمریکا به جان شهروندانشان با توجه به نوع عکس العملهایی که  به کشته شدن سربازانشان دیده ام٬ اصلاً برایم دور از انتظار نیست.هر هفته یکشنبه ها در برنامه ایی در CNN تعداد کشته شدگان هفته گذشته همراه با عکس و محل سکونتشان نشان داده میشه و متعاقب آن خشتک بادبان مسئولین  افراشته میشه .... دیشب از دوستی ایرانی پرسیدم خبر را شنیدی؟گفت مگر خبری شده؟ گفتم پس نشنیدی؟ گفت نه؟ خبر را که گفتم گفت آهان آره شنیدم از این اتفاقها که هر روز توی بقیه دنیا میافته.هر روز توی عراق کلی آدم کشته میشند....یاد دوران خدمت افتادم با مسئولی بحث راجع بر سر ماجراجوییهای ایران  وعواقب آن بود ..که به اینجا کشیده شد که گفت((... بله درسته که  ایران ممکن خیلی خسارت ببینه ولی آمریکا  هم صدمه میخوره ...)) و در جواب اینکه آخر به چه بهایی برای مردم ایران  خیلی خونسرد پاسخ داد . .. ((بله حالا ممکنه یه عده ایی هم کشته بشند همونطور که ما در جنگ دویست هزار شهید دادیم...))

۳)من همیشه سعی میکنم تفاوتهای ایران و امریکا از یاد ببرم تا خاطر آسوده تری داشته باشم ولی گویا دیگران همیشه مایلند این تفاوتها در ذهن من هزاران بار تکرار شوند.در نظرات وبلاگ دوستی خواندم که خانمی میگفت که اگر این اتفاق توی ایران می افتاد همه زود به فکر مهاجرت می افتادیم.من نمیدونم این گفته شوخی بود یا نه؟ ولی به فرض جدی بودن باید گفت اولاً  نه تنها زود به فکر نیافتادیم که چه بسا دیر هم بود. ثانیاً  من تا  به حال از هیچیک از دوستان نشنیدم که بگه من بخاطر جریان خفاش شب یا بیجه و یا امثالهم از ایران مهاجرت کردم! در واقع آنچه که بطور کلی اکثریت ایرانیان از آن فرار میکنند نابسامانی عمدی و سیستماتیک است نه وقایع اتفاقی و ناخواسته..در واقع حکومت همیشه تلاش کرده که ثابت کند که گمان نکنید اجازه میدهیم اوضاع تغییری کند.و اگر در مواردی جرقه ایی از بهبود زده شده تمام حکومت بسیج شده که اعلام کند ((هیچ چیز تغییر نکرده است)). به عبارت دیگر آنچه بیش از همه باعث نا امیدی است نه شرایط موجود که چشم انداز مبهم و مایوس کننده ایران باعث فرار بوده است .که اگر غیر از این بود  جو سرشار از امید و انرژی سال ۱۳۷۶ با توجه به شرایط بد اقتصادی و امنیتی آن زمان بی معنا مینمود. باید گفت که بله اگر در اینجا هم میشنیدم که پلیس نیمه شب به خوابگاه دانشجویان ویرجینیا تک بعد از اعتراضشون به تعطیلی رزونامه HELLO متعلق به دمکراتها حمله کرده و دانشجویان را " jesus christ" گویان از پنجره به پایین پرت کرده اند و فردای آن روز بوش در دیدار با پلیس میگفت عزیزان من مگر نگفتم اگر دمکراتها عکس مرا هم پاره کردند شما درگیر نشوید و چند روز بعد نه تنها از دانشجویان دلجویی نمیشد بلکه آنها را به زندان آلکاتراس میبردند...در آنصورت شاید من میرفتم توی یه باری یه آبجویی بخورم یه سیگاری بکشم اعصابم آروم بشه ولی میدیدم که تمامشون تعطیل شده...بعد تصمیم میگرفتم که از این کارهایی که برای سلامتیم هم ضرر داره نکنم و برم با همکلاسی دخترم توی یه کوچه خلوت که جلوی چشم کسی هم نباشیم تا احساسات کسی هم از حرف زدن ما دو نفر جریحه دار نشه و قدمی بزنیم و در مورد عشق و چیزهای گوگوری مگوری حرف بزنم که یک ساعت بعد خودم رو توی اداره پلیس زیر مشت و لگد میدیدم....بعد از اون دور دخترها را خط میکشیدم و تصمیم میگرفتم با دوستهای پسرم در پارک محله امون روی نیمکت بشینم و فقط سیگار بکشیم و در مورد فلسفه آفرینش بحث کنیم که میدیدم پارک به محاصره پلیس درآمد و فردای آنروز با سری تراشیده تعهد میدادم که از این به بعد دیگر برای نوامیس مردم مزاحمت ایجاد نکنم.بعد از اون تصمیم میگرفتم برم سر کار ....ازدواج کنم .......ادامه دارد...

ولی احتمالا آمریکاییها ترجیح میدادند با هر اسلحه ایی که دارند واشنگتن را تصرف کنند و جرج بوش را بندازند بیرون...همونطوری که باعث شد صدو پنجاه سال پیش یه جنگ حسابی با هم بکنند و یا همونجوری که ایرانیان صد سال پیش تهران رو تصرف کردند..احتمالا اینجوری عکس العمل نشون میدادند...نمیدونم شاید اونهایی که مهاجرت کردند خیلی سوسول بودند...!

(گفتم سوسول یاد شعارهای انصار افتادم که میگفتند:سوسولها دست نزنید الگوتون میشکنه!!! این قضیه افتخار کردن به لمپن بودن هم نکته جالبیست در این جماعت!...)

۴) خواندن نظرات آقای کپنهاکی و سایر دوستان هم در بی بی سی خالی از لطف و زجر نیست..بد نیست با هم نگاهی کنیم....

**از نظر من این جنایت هولناک قابل توجیح نیست اما بنده حدس میزنم که میتواند ریشه در رفتار نژاد پرستانه حاکم در دانشگاههای آمریکا و اروپا داشته باشد . خود من بارها شاهد این طرز برخورد نژادی با خود و دیگر خارجیان در دوران دانشجوئی بودم چه از جانب دانشجویان بومی و چه اساتید . البته اگر تهیه اسلحۀ گرم به آسانی آمریکا بود این اتفاق حتماأ در اروپا هم رخ میداد  داریوش، کپنهاک

**از این واقعه دردناک خیلی متاسفم.
همچنان با آقای داریوش از (کپنهاک) هم نظر هستم، زیرا خودم در یک دانشگاه خارجی درس میخوانم و درک میکنم که رفتار نژاد پرستانه بی اندازه در طرز رفتار و کردار انسان تاثیرات سو وارد میکند که حتی رفتار های مثال این واقعه از دست کسانیکه دیگر حوصله شان به سر میرسد بعید به نظر نمی رسد ...سلیمان صمیمی، اویتا جاپان

 

-یکی نیست بگه برادر من اولاًحالا توی کپنهاگ یا اویتا جاپان! با شما یه کاری شده چه دخلی به ویرجینیا داره..ثانیاً اسم قاتل رو هم امروز صبح تازه فهمیدند چه برسه به انگیزه اش !!شما یه دفعه رفتی تو برخوردهای نژاد پرستانه!! ثالثاً سلیمان جان ٬ با این حساب  و با یه جمع وتفریق سرانگشتی میشه گفت که یه نفر ایرانی توی ایران نباید از دست افغانیها زنده مونده باشه!!! 

 **شاید عده ای از آمریکاییها درک کنند که 30 تا بیگناه از دستن دادن در یک روز یعنی چه؟ اونوقت باید این درد رو ضربدر 364 و بعد ضربدر 4 بکنند تا بفهمند بر عراقیها بخاطر برتری جویی آمریکا چه آمده. این تنها چیز خوبی است که ممکن است از این حادثه در بیاید. وگرنه امیدی نیست که تجارتی میلیاردی اسلحه فردی در آمریکا با حوادثی از اینگونه متوقف شود. شاهد باشید که چگونه از این فرصت استفاده میکنند تا بیشتر وسایل محافظتی و حتی اسلحه برای دفاع بفروشند.حامد، همیلتون - اونتاریو

ـ  ظاهراً آمریکاییها میدونند از دست دادن سی نفر یعنی چه ؟ ولی این گروههای عراقی و حامیانشون(اعم از مردم و یا دولتها) هستند که سی با سیصد زیاد برایشون فرقی نداره...آره میدونم که اختلافات شیعه و سنی کار آمریکا و انگلیسه...کلاً از روز رحلت رسول اکرم(ص)  که آمریکاییها توی سقیفه نفوذ کردند یه آب خوش از گلوی مسلمین پایین نرفته.   

 **من پس از شنیدن خبر بسیار ناراحت شدم واخبار را در این زمینه دنبال میکنم و بسیار متاسفم که همچین فجایعی در یک محیط آموزشی اتفاق افتاده است . این وقایع نشان میدهد که علاوه بر نقایص قانونی مانند حمل اسلحه ،سیستم امنیتی ایالات متحده بسیار ضعیف میباشد و بهتر است پول مردم آمریکا بجای خرج شدن در عراق و افغانستان برای حفظ امنیت خودشان هزینه شود....Arash، Tehran

 - والله نقایص قانونی آمریکا کم نیستند.حتماً اگر دست ما بود تا حالا با خلاصه نویسی کردن قانون اساسیشون تمام نقایصشون رو برایشون برطرف کرده بودیم و یه قانون اساسی خوشگل براشون نوشته بودیم.ولی خودمونیم تا حالا چند بار این جمله را از اطرافیانتون شنیدید که ((اگر دست من بود تمام.....جمع میکردم))نمیدونم ما چرا به طرز عجیبی هممون اولین فکری که به ذهنمون میرسه جمع کردنه؟؟...شاید به خاطر همینه که کلاُ همه چی تو کشورمون جمع و جوره!!...در مورد سیتم امنیتی هم باید گفت به نظر شما چگونه میشه از پیش از انگیزه دانشجوی یک دانشگاه با خبر شد...فرض کنید توی ایران سر کلاس نشسته باشید و همکلاسی شما که هیچگون سابقه خلافکاری نداشته ..بلند بشه و با چاقو بزنه توی شکمتون!...آیا به نظر شما در این مورد پلیس کم کاری کرده!؟...دیشب توی یه برنامه مسئول اداره پلیس میگفت ما نمیتونیم یک نفر را به صرف اینکه افکار عجیب غریبی داره بازداشت کنیم.

**دو تا سوال در این قضیه مطرحه - اول اینکه چرا این قضیه اکثر مواقع تو امریکا اتفاق می افتد و دوم اینکه چرا همیشه در مراکز آموزشی آمریکا این قضیه پیش میاد. در مورد سوال اول میشه گفت چون تو آمریکا اسلحه مجازه. ولی برای سوال دوم من جوابی ندارم.

-بر خلاف باور عمومی و طبق آمار پلیس آمریکا کمتر از یک درصد جرایمی از این قبیل در محیطهای دانشگاهی اتفاق میافتند.کلاً اماکن دانشگاهی در آمریکا همچون سایر کشورها از امن ترین اماکن در مقایسه با سایر نقاط است ولی به دلیل نوع حساسیتی که بر روی مراکز آموزشی وگستردگی پوشش خبری آن ٬به مراتب بیشتر به آن پرداخته میشود.شاید نوع حساسیت را از برخوردی که چند وقت پیش پلیس دانشگاه UCLA با یه بچه پرروی ایرانی داشت بشه فهمید!!! شاید جمع کشته شدگان این نوع حوادث که در تاریخ آمریکا صد فقره بوده اند برابر با یک مورد حادثه گروگان گیری  سال ۲۰۰۴ در مدرسه ایی در روسیه بشه که در آن ۳۱۳ نفر کشته شدند.(اونهم به علت برخورد پلیس !!!)نمیدونم شاید هم رقم مربوط به آمریکا بیشتر بشه....

 فکر کنم به اندازه کافی از سیاست های استثماری آمریکای امپریالیست دفاع شد...         والعاقبة للمتقین


کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: خاطره ،کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: سیاست
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin