تعصب
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٦  

 باز هم برای بی شُمارمین بار باید گفت که حاصل افراط در دلبستگی و عشق به هر چیز ٬جز قفسی پیرامون انسان نیست. رهگذران از پشت میله های قفس نگاهی به تو می اندازند و  با شنیدن ناله ها و فریادهای  عصبیت تو پا به فرار میگذارند. بیشتر ماها با گذاشتن تمام تخم مرغ های زندگیمان در یک سبد خود را نا خواسته در برابر حوادث و گزندها آسیب پذیر کرده ایم. یکی معشوقش٬ آن یکی پیکانش ٬دیگری  اسلامش و شاید کسی هم وبلاگش را. هر لحظه مترصدبه کمین نشسته ایم که  مبادا چشم زخمی از  بدخواهان برسد .او به من توهین کرد.او بر ماشین من خطی گذاشت .او به دین من توهین کرد.او کشور مر را خوار شمرد. احساسات من جریحه دار شد.او ناموس مرا لکه دار کرد..... آیا تصادفیست که همیشه این جملات را از یک عده٬قشر و یا طبقه مشخصی میشنویم.آیا جز این است که  این افراد تمام هستی و آمال خود را فقط در یک مورد خاص متجلی میبینند؟دامنه  این افراد میتواند از مردم یک محله٬ شهر و یا حتی کشور باشد. بر کسانی که از روزی که چشم باز کرده اند به جز یک سخن نشنیده اند حرجی نیست . ولی چرا بعضی مواقع خود ما که طعم تغییرات فراوان و بعضاً فجیع! را در زندگی چشیده ایم اینچنین کر وکور تعصب میشویم .ما را که هر روز عمرمان به دیدن جمال یاری دل و دین باخته ایم با تعصب و غیرت چه کار؟؟؟؟


کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: فرهنگ
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin