انتخابات
ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٥  

                                                                                    

 فردا یکی دیگر از روزهای انتخابات در ایران است .از آنجایی که بر خلاف نظر برخی از افراد* که معتقدند سرنوشت آینده ملت ایران در این انتحابات رقم می خورد من از ابتدا به این عقیده نبودم و نیستم٬ بالتبع  موضعگیری له یا علیه شرکت در اون رو هم کاری بیهوده میدانستم.در یک هفته اخیر همانطوری که پیش بینی میشد این بحث شرکت کردن یا نکردن بالا گرفته و عده ایی از دوستان شرکت و عده ایی دیگر تحریمش رو واجب عینی میدونند.از نگاه من مادام که هر دو طرف سناریویی حتی ذهنی  برای قدمهای بعدی نداشته باشند نه حرفشون قابل رد خواهد بود نه تایید که اصولاً یعنی هیچ! موارد زیر الگوریتم وار قابل تاملند:

۱) اصولاً این بحث شرکت یا تحریم در میان طرفینی معتبر خواهد بود که خواهان تغییر شرایط موجود از طریق عمل سیاسی  میباشند و خواهان رسیدن به شرایط مطلوبی که مخرج مشترک خواسته های حداقلی ملت ایران است ٬میباشند.. شرایطی در خور امکانات و توان بالفعل  ملت ایران است.نه چیزی همچون آمریکا و فرانسه بلکه حداقلی همچون مالزی یا ترکیه. خواسته هایی که اگر خودمان را به کوچه علی چپ نزنیم همه میدانیم که چیست.معتقدان به نظریه ((شرایط فعلی آن چیزیست که باید باشد که اگر نمی بایست نبود)) و ((عدم آمادگی فرهنگی جامعه برای تغییر)) شامل این بحث نمیشند.نه از نظر صحت و سقم نظرشون بلکه از نظر حوزه بحث و جدل.

۲)بعضی وقتها وسط دعوا طرفین عمداً یا سهواً یادشون میره که اصلاً دعوا سر چی بود! موضوع بحث انتخابات شوراهای اسلامی! شهر و روستاست.نتایجش هم قرار نیست فکس بشه کاخ سفید جهت تصمیم گیری در مورد تغییر یا عدم تغییر حکومت ایران که این تصمیم مدتهاست گرفته شده است.هدف انتخاب افرادی جهت اداره امور شهرداریها و زیر مجموعهای تقسیمات شهریست.اموری از قبیل ترافیک ٬ جواز ساخت وساز ٬ سیستم دفع زباله ها و ...با این مقدمه  اگرکسی مایل به شرکت در انتخابات است عقل سلیم بهش حکم میکنه به گروه مناسبی جهت مدیریت این امور که توانایی  هماهنگی و همکاری با  تمام ارگانهای زیربطر را دار میباشد رای  دهد اگر هم کسی مایل به شرکت نیست یا گروهی را نمیشناسد قاعدتاً  نباید گوسفندوار شرکت کنه...این وسط هم کسی بیخودی خون خودش روکثیف نکنه!....نه با شرکت در انتخابات چیزی عوض میشه نه با شرکت نکردن که این هر دو از نظر خود این دو گروه مخالف و موافق حداکثر مقدمه ایی هستند بر مراحل بعدی(این رو بهش اشاره خواهم کرد) ....به نظر من هماهنگترین گروهها با کلیت نظام باید انتخاب شوند ...که غیر از آن اتلاف بیشتر منابع و وقت را شاهد خواهیم بود....اصولاً تفکیک قدرت از مسئولیت اگر کار خطرناکی نباشه کاملاً بیهوده است...

۳)این از بحث انتخابات شوراها...ولی آنچه که من شاهدش در این چند روز بودم گویی نه  بحث انتخابات شوراها بلکه صرفاً بهانه ایی بود برای تضارب آرا در زمینه چرایی و چگونگی تغییر وضع موجود ایران که به خودی خود بحثی کاملاً جذاب و معتبر است ولی گره زدن آن به جمعه ۲۴ آذر ۱۳۸۵ فقط باعث تفریح و خنده خواهد شد.برای اینکه اینگونه جدالها طولانی نشوند و نتیجه گیری احتمالی برای طرفین یا خواننده روشن باشد بهتر است  از مسایل مرزی و خاکستری گریخت و دو حد انتهایی مساله و بهترین سناریوهای هر دو طرف را شنید  ...چیزی که من ندیدیم و نشنیدم ولی با قدرت تخیلم بهترین سناریوهای هر دو گروه را مطرح میکنم:

الف) برای معتقدان به مبارزه مثبت(انتخابات) بهترین سناریو را مطرح میکنم.فرض کنیم همین الان شوراها و مجلس و ر ریاست جمهوری مجددا در اختیار اصلاح طلبان از بهترین نوع ایشان قرار دارد.(فرضی که مدتی آنرا زندگی کردیم) .آنگاه قدم بعدی چیست؟ آیا اراده ایی برای پیشروی در آنها متصورید؟ اگر آری٬ آیا برنامه ایی موجود است و اگر آری ظرفیتی در قالب مبارزه مثبت (یعنی در چهارچوب قانون موجود) متصور هستید یا نه؟ در مورد اراده پاسخ دوستان واضح است که منفی است که آنرا قبلا چشیده ایم...در مورد برنامه هم پاسخ منفی است که بارها به آن اعتراف کرده اند...ولی با فر ض مثبت بودن دو مورد پیشین در مورد ظرفیت قانون همانطور که بارها اذعان شده تردیدی ندارند و باور دارند که چیزی بیشتر از آنرا متصور نیستند.یعنی گفته میشود هدف ما فرار از وضعیت موجود است (احمدی نژاد٬ ناطق نوری ٬ محمدرضاشاه و آمریکای ۱۳۵۷....)  ولی بعد ازآن؟!  نمیدانیم پس از آن بالاتری متصور نسیتیم... که در آ نصورت شامل بند ۱ الگوریتم من خواهند بود و از بحث من کنار میروند در واقع  قرار بود بحث میان طرفینی باشد خواهان رسیدن به وضعیتی مطلوب حداقلی شایسته جامعه ایران باشد...در واقع صورت مساله یک مرحله به تعویق افتاده ولی مساله به قوت خود باقیست...چیزی همچون نقص برهان علیت در مورد وجود خداوند...در واقع مرا با توجیه کنندگان وضع موجود کاری نیست ...خواه وضع موجود احمدی نژاد باشد خواه خاتمی...هر دو گروه دیدگاهی افلاطونی به قضیه دارند که شدیداً از آن بیزارم...

ب)اماتحریم کنندگان ....تحریم کنندگان از نظر فلسفه سیاسی اصولگراتر هستند ولی به ابزار و نتایج برخی از تئوری های خود وفادار نیستند ...در واقع هدف از تحریم یکی کردن قدرت و مسئولیت و اجماع سریعتر گروههای مخالف است و تشدید فشار بین المللی همزمان با دریافت کمک از جهان آزاد از نظر اطلاعاتی و لجستیکی است ....تشدید فشارهای بین المللی کار آسانی نیست به خصوص با سر کیسه پول نفت که حسابی شله! ...ولی غیر ممکن هم نیست کما اینکه با هنرنمایی های نوابغی چون احمدی نژاد به راحتی قابل وصول شده اند ...حالا فرض کنیم فشارها حسابی زیاد شده و همه آماده کمک هستند ...کسی هست که از جایگاه فرشته گی بیاد پایین و حاضر باشه از دنیای خارج کمک بگیره... مساله ایی که نود درصد فعالان باهاش رودربایستی دارند و شدیداً در پی تکذیب آن هستند که مبادا  انگ مزدور بخورند..یعنی هم خدا و هم خرما که نمیشه ...تا زمانی که این تناقضات باقیست قضیه تحریم همانقدر باعث تغییر حکومت خواهد شد که انتخابات جمهوری اسلامی...در واقع این برنامه از نظر تئوری و اصولی کم اشکالتر است ولی مشکل بزرگش نداشتن بازیگره ...نمیشه هم بگی اتحایه اروپا و کاخ سفید پیف بو میدند و هم تحریم کنی به امید اینکه آنها فشار بگذارند ...خب فشار بگذارند چی بشه ؟؟ شمایی که میترسی بری کنگره آمریکا یا اتحادیه اروپا سخنرانی کنی به قول اصفهانی ها "درد داری!" که طرفدار تحریم انتخاباتی؟..تناقض کوچکی نیست ....باید روش ها با هدفها متناسب بشه ...یا باید روشنفکرمابانه به زمین و زمان غر بزنی یا سیاسی پیشه باشی و با تمام دنیا بشینی و گفتگو کنی و از آنهایی که از تغییر حکومت ایران نفعی میبرند بخواهی که کمکت کنند ...تا هنگامیکه این تناقض باقیست تحریم انتخابات هم بی اثر است هر چند از نظر مقدمات به مراتب موجه تر از از شرکت در انتخابات خبرگان رهبری است !

صحبت در این باره بسیار است...نسخه شفا بخشی در کوتاه مدت نیست. در میان مدت هم اگر هست... به مذاق عده ایی آنقدر تلخ مینماید که حاضرند بمیرند ولی مبادا کامشان تلخ شود.ولی یک چیز برای من روشن است اگر چه بازیگران* مناسبی در عرصه فعلی سیاست ایران یافت نمیشوند ولی ازموده را دوباره آزمودن هم خطاست ..

 

۱* ایران بر سر دوراهی سرنوشت(ابراهیم نبوی ...پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۵) 

*۲ من در  میان فعالان فعلی عرصه سیاست که معتقد به تغییر هستند گنجی را فارغ از نتیجه بخش بودن یا نبودن تلاشهایش دچار کمترین تناقض تکرار کنم ((کمترین)) تناقض در  هدف-روش یافته ام.

۳*عکس تقدیم به کامیار

نظر شهبارا در مورد انتخابات


کلمات کلیدی: سیاست ،کلمات کلیدی: ایران
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin