واشنگتن دی سی۳
ساعت ٦:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳۸٥  

 

                                                                                           (ساختمان کنگره آمریکا)

حتماً خوانده ای که در آمریکا برای مصارف عمومی به نسبت اروپا کم تر پول خرج می شود.

خوانده ای که در آمریکا نوعی سرمایه داری حاکم است که برای فرهنگ و هنر ارج کم تری قائل است و همه چیز با پول سنجیده می شود و آدم های کم درآمد دستشان از خیلی چیزهای به اصطلاح فرهنگی کوتاه است.

نمی دانم این قضاوت ها تا چه حد صادق است اما این چند هفته فهمیدم لااقل در واشنگتن دو مرکز مهم هست که با دیدنشان آدم تردید می کند بتوان این طور کلی در باره آمریکا حرف زد.

از این دو تا، یکی مرکز کندی است. جان اف کندی، رئیس جمهور آمریکا که در سال 1963 ترور شد، این مرکز را بنیاد گذاشت. ساختمان آن، نزدیک مرکز واشنگتن، خیلی مجلل است.

اولین چیزی که در این مرکز توجهم را جلب کرد این گفته کندی بود که روی یک لوح نوشته شده: در آینده ما را با این یا آن قانون که گذراندیم مورد قضاوت قرار نمی د هند. ما را با این یا آن جنگ که در آن شرکت کردیم مورد قضاوت قرار نمی د هند. قضاوت در مورد ما بر این اساس خواهد بود که تا چه حد به فراتر بردن مرزهای فهم و شعور انسانی کمک کردیم.

مرکز کندی چند سالن بزرگ اجرای برنامه های موسیقی و نمایش دارد. یکی از بهترین سالن های آن به برنامه هایی اختصاص دارد که برای عموم بدون بلیط آزاد است.

روزی که به مرکز کندی رفتم با کمک یک راهنما بلافاصله به این سالن راه پیدا کردم. او یکی از بهترین صندلی ها ی نزدیک صحنه را به من پیشنهاد کرد.

برنامه آن روز اجرای کاری بود از جوزف موریس راول، آهنگساز کلاسیک فرانسوی، توسط یک گروه سمفونیک درست و حسابی. در لندن بلیط چنین برنامه ایی برای صندلی خوبی مثل مال من حداقل پنجاه شصت پوند خرج برمی داشت.

جایت خالی، لذت بردم. وقت بیرون آمدن دیدم بخش مهمی از تماشاچی ها را کسانی تشکیل می دهند که باور کن اگر برنامه مجانی نبود وارد سالن نمی شدند.

با یکی از راهنما ها که حرف زدم گفت مرکز کندی هر روز یک برنامه مجانی دارد. مخارج مرکز را آدم های پولداری می دهند که به قول کندی می خواهند در گستردن فهم و شعور انسانی سهم داشته باشند. خدا خیرشان بدهد.

جالب اینکه روی سینه خیلی از راهنما ها یک پلاک کوچک بود که روی آن نوشته شده بود داوطلب. بیشتر این راهنما ها آدم های بازنشسته ای به نظر می آمدند که فکر کرده بودند بیایند با الحاق به مرکز کندی کار مثبتی انجام بدهند.

به این ترتیب پولدارها با پول این مرکز را حمایت می کنند و یک عده که نمی شود گفت پولدارند با کارشان آن را می چرخانند. البته تعجب نکردم چون اخیراً شنیده بودم که کار داوطلبی در آمریکا خیلی رایج است.

مرکز دومی که دیدم، که زیاد راجع به آن حرف نمی زنم و سرت را درد نمی آورم، نشنال گالری یا گالری ملی در واشنگتن است.

برای دیدن مجموعه خیلی با ارزش این موزه لازم نیست بلیط بگیری، که در جاهای مشابه در اروپا هم همینطور است و جای تعجب ندارد. اما چیزی که باعث تعجبم شد این بود که در گالری ملی در طول هفته چندین برنامه مجانی برای خانواده ها اجرا می شود و یک سینما داخل آن در طول هفته شاهکارهای سینمای جهان را مجانی به نمایش می گذارد.

گالری ملی یک باغ هم در مجاورت خود دارد که عصر جمعه ها محل اجرای موسیقی و نمایش است و ورود به آن برای عموم مجانی ست.

نمی دانم جاهای دیگر آمریکا چه تعداد از این جور مراکز پیدا می شود. ولی اگر بخواهم بر اساس واشنگتن قضاوت کنم، آن حکم کلی که اول حرفش را زدم نقض می شود. (تازه خیلی از جاهای دیگر را اسم نبرده ام، مثل کتابخانه کنگره که شنیده ام اعجاب آور است.

*داریوش همایی خبرنگار بی بی سی


کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: سفرنامه
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin