سوسیال دموکراسی
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٥  

                                                                                                                          

پیرو نظرات پست قبلی ٬کامیار مقاله ایی از دکتر موسی غنی نژاد برایم فرستاد که حیفم آمد بخشهایی از آن را اینجا نگذارم.برای مطالعه کامل آن میتونید به اینجا یا اینجا برید.

....برخی روشنفکران ایرانی، بدون توجه به کارکرد واقعی نهادهای دموکراتیک، سوسیال دموکراسی در کشورهای غربی را به عنوان شکل پیشرفته‌تر دموکراسی تصور کرده‌اند به طوری که گویا این شکل از دموکراسی که متفاوت از دموکراسی لیبرال است، بر ضایعات ناشی از نظام بازار لگام‌گسیخته مهار می‌زند و در عین‌حال زیان‌های مترتب بر نظام کمونیستی (اقتصاد دولتی تمام عیار) بر آن متصور نیست. جست‌وجوی راه سوم، به غیر از سرمایه‌داری و سوسیالیسم، یکی از مشغله‌های فکری اصلی روشنفکران (ایرانی) به ویژه سرخوردگان از ایدئولوژی‌های مارکسیستی و چپ است. واقعیت این است که سراب راه سوم در چشم‌انداز کسانی ظهور می‌یابد که از مبانی اقتصادی نظام‌های سیاسی مدرن غافل‌اند و تصور می‌کنند که آرمان‌های آزادی و دموکراسی را مستقل از نظام اقتصادی مبتنی بر روابط مبادله‌ای داوطلبانه (بازار رقابتی) می‌توان تحقق بخشید. درست است که بر وزن اقتصادی دولت در اغلب کشورهای صنعتی پیشرفته در طول قرن بیستم افزوده شد و برخی از این کشورها به احزاب چپ (غیرمارکسیستی) روی آوردند که برنامه اقتصادی آنها نوعی سوسیال‌دموکراسی و یا به اصطلاح «اقتصاد رفاه» بود، اما نباید فراموش کرد که به‌رغم همه دخالت‌های دولت، ساختار اصلی نظام اقتصادی آنها همچنان بازار آزاد بود. موج دولتی کردن برخی صنایع بزرگ که از پایان جنگ دوم جهانی در اروپا پدید آمد، سه دهه بعد با موج گسترده خصوصی‌سازی خنثی شد. امروزه، نقش اقتصادی دولت‌ها در کشورهای پیشرفته عمدتا روی سیاست‌های باز توزیعی درآمد و ثروت در جهت تامین حداقل‌های تامین اجتماعی متمرکز است و حتی احزاب چپ در این جوامع دیگر طرفدار دخالت مستقیم دولت در اقتصاد (فعالیت‌های تولیدی) نیستند.

سوسیال دموکراسی بدیلی برای اقتصاد بازار نیست بلکه یکی از اشکال آن است که اتفاقا امروزه مورد انتقادهای جدی واقع شده است. مخالفان سوسیال دموکراسی و به طور کلی اقتصاد رفاه به تجربه «موفق‌ترین» این تجربه‌ها در کشورهای اسکاندیناوی و به‌خصوص سوئد اشاره می‌کنند و می‌گویند این تجربه‌ها آن چنانکه برخی مدعیان معتقدند چندان موفقیت‌آمیز نبوده‌اند و ضایعات اقتصادی – اجتماعی به همراه داشته‌اند که اغلب از چشم‌ها پنهان مانده است. نرخ مالیات‌های گزاف و بازدارنده موجب فرار سرمایه‌های مالی و انسانی شده و این کشورها را از منابع ذی‌قیمت اقتصادی محروم کرده است. زیان‌های اجتماعی سیاست‌های سوسیال دموکراتیک و اقتصاد رفاه، گرچه به لحاظ مالی قابل اندازه‌گیری نیست اما شاید آثار انسانی اسف‌بارتری داشته باشد. در نتیجه این سیاست‌ها، نیکوکاری اساسا به یک نهاد دولتی تبدیل شده و همبستگی داوطلبانه از این جهت شدیدا لطمه خورده است. احساس مسوولیت فردی برای تامین معیشت خود و نیز کمک به دیگران بسیار ضعیف شده و بیشتر مسوولیت‌ها به گردن شخص ثالثی به‌نام دولت افتاده است. دولت بسیاری از وظایف خانواده و والدین مانند تربیت فرزندان، تحصیل، ارتباطات اجتماعی، ازدواج و غیره را به عهده گرفته و بنیان خانواده را به شدت سست کرده است. در نتیجه نسلی از «بچه‌های دولتی» شکل گرفته‌اند که در میان آنها احساس تعلق به خانواده، مسوولیت‌ها و ارتباطات فردی بسیار کم رنگ شده است. واضح است که این‌گونه وابستگی اجتماعی به دولت می‌تواند خطری مهلک برای آزادی‌های فردی باشد....

 

 


کلمات کلیدی: اقتصاد
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin