تفاوتهای ما و ایشان(8)- اوقات فراغت
ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧  

  

معمولا انتظار داریم که وقتی که عرضه و تنوع در زمینه ای  زیاد باشه تقاضاها میان گزینه های مختلف سرشکن بشه و به قول معروف کاسبی هر کدوم از زمینه های موجود کساد بشه. حداقل درمورد تفریحات و سرگرمیها، این اون چیزی نیست که در آمریکا مشاهده کنید که تقاضا  در هر کدام از زمینه های تفریحی به مراتب بیشتر از اون چیزی است که در ایران تجربه کرده اید.
برای روشن شدن مساله به  سرگرمیهای ورزشی اشاره میکنم. ورزش کردن حداقل چند روز در هفته بسیار رایج است هر چه سطح آگاهی افراد بالاتر میزان ورزش کردن هم بیشتر است. در اینجا ابعاد عظیم سالنهای ورزشی و بدنسازی و تعداد متقاضیان آن دیدنی است.شلوغترین ساعات باشگاهای ورزشی ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر است که افراد بسیاری پس از فراغت از کار اداری پیش از رفتن به منزل به  آنجا میروند.علیرغم تعدد باشگاههای ورزشی در سطح شهر، در آن ساعات گاهی اوقات ازدحام آزار دهنده است. سالنهای ورزشی معمولا در چند طبقه به صورت مجموعه های بزرگ چند منظوره شامل سالن بدنسازی چند استخر، سالنهای ایروبیک، ماساژ و امثالهم هستند که افراد با پرداخت حق اشتراک ماهیانه از تمام خدمات آن بهره مند میشوند. ورزش کردن اما تنها به باشگاههای ورزشی منحصر نمیشود که در ساعات اولیه صبح یا شامگاه مردان و زنان بسیاری را میبیند که علیرغم تاریکی و خلوتی آن موقع از روز در کوچه و خیابانها سرگرم دویدن هستند. سرگرمی فراگیر دیگر که در ارتباط با ورزش است، تماشا و دنبال کردن مسابقات رشته های گوناگون ورزشی است.


بد نیست بدانیم که تنها در لیگ بسکتبال حرفه ایی در طول هر فصل  1450 بازی انجام میشه که به عنوان نمونه در فصل 2003-2004 با قیمت بلیط متوسط 50 دلار به غیر از بینندگان تلویزیونی، بیست و یک میلیون نفر برای تماشای از نزدیک مسابقات به استادیومها رفتند.همزمان با لیگ بسکتبال حرفه ایی لیگ بسکتبال دانشگاهها برگزار میشود که تنها در قسمت مردان 336 تیم در آن حضور دارند و در بازیهای هر تیم نه فقط سالن بازیها مملو از تماشاگر میشه بلکه شبکه تلویزیونهای های محلی و در رده های بالاتر شبکه های تلویزیون سراسری مسابقات رو پوشش تلویزیونی میدهند و بخش عمده ایی از هواداران در منازل یا اماکن عمومی از قبیل رستورانها و بارها بازیها را تعقیب میکنند.در قسمت بسکتبال مردان اگر چه شور و شوق خاصی برپاست اما لیگ زنان هم داستان خود را دارد.
بسکتبال اما رشته اول ورزش اینجا نیست که فوتبال آمریکایی بیش از همه رشته ها در اینجا طرفدار دارد. در لیگ حرفه ایی 32 تیم حضور دارند و در لیگ دانشگاهها که بعضا شر و شور بیشتری بر سر آن بپاست  246 تیم حاضر هستند. بازیها در استادیوم تیمهای میزبان در محوطه کوی هر دانشگاه برگزار میشود ولی علاقه مندان منحصر به دانشجویان نبوده و شامل خانواده های آنها اعم از دانشجویان حاضر و یا فارغ التحصیل شده و همچنین بسیاری از علاقه مندان از ساکنین محلی هستند. استادیوم های دانشگاهها که جمعبت متوسط 20 تا 30 هزار نفر رو در خودش جای میده معمولا مملو از جمعیت است.هر چه تیمی محبوبتر استادیوم آن نیز بزرگتر است. برای مثال  استادیوم دانشگاه ایالتی لویزیانا که قهرمان این فصل مسابقات شد  گنجایشی معادل 93000 نفر دارد که درتمامی مسابقات آن تیم لبریز از تماشاچی است. به تمام این ارقام  بینندگان تلویزیونی مسابقات را نیز باید اضافه کرد که  رقم سرسام آوری خواهد شد.لیگ مسابقات بیس بال نیز جایگاه ویژه ایی در اینجا دارد.به آن  مسابقات لیگ حرفه ایی هاکی روی یخ و زیر گروههای مربوطه  را اضافه کنید.هفته پیش فرصتی دست داد تا به تماشای مسابقه ای هاکی روی یخ از زیر گروه آنهم در لیگ غیرحرفه ایی! بروم. سالن هشت هزار نفری با بلیط سی دلاری جای سوزن انداختن نداشت. مسابقات گلف، تنیس ، بوکس ، ورزشهای رزمی ، مسابقات اتومبیلرانی، اسب دوانی از دیگر رشته های پربیننده هستند. در اینجا منظور از علاقه مند کسانی است که کلیه مسابقات رشته مورد نظر را با کلیه جزییات و رده بندی دنبال میکنند و برای اینکار هزینه های مالی بعضا گزافی را میپردازند.
از مسابقات ورزشی که بگذریم  کتاب و مجله خوانی بخش قابل توجهی  از اوقات فراغت مردم را به خودش اختصاص داده است.کافیست بدانیم که در سال گذشته درآمد خالص ناشران آمریکایی از 120000 هزار عنوان کتاب منتشر شده 36 میلیارد دلار بوده است و با داشتن بالغ بر بیست و سه هزار عنوان مجله، مردم بطور متوسط 14 دقیقه در روز مجله میخوانند. برای مثال جالبه بدونید فقط 139 مجله اختصاصی در زمینه ورزش گلف منتشر میشود و یا تنها 23 مجله در مورد  کهنه سربازان و الی آخر. اینها در مورد انتشارات چاپی بود که کتابهای الکتروینک و صوتی و انتشارات آنلاین خوانندگان خود را دارد.برای تعداد وبسایتها شاید عدد و ارقام لازم نباشد که اهالی اینترنت بر آن واقفند. وبلاگهای پرخواننده متوسط بازدید کننده در حدود 23000 نفر در روز دارند و تمام اینها در حالیست که به اندازه کافی تفریحات و سرگرمیهای در دنیای واقعی موجود است که نتوان آمار بالای خوانندگان دنیای مجازی را به کسادی دنیای واقعی ارتباط داد.


در مورد مقوله فیلم وسینما هم به اندازه کافی شنیده اید که اکثر قریب به اتفاق فیلمهای پر بیننده دنیا محصول این کشور است. در اینجا هر مجموعه سینمایی بین 10 تا 15 سالن سینما دارد و در هر کدام از آنها بطور همزمان 5 تا 10 عنوان فیلم نمایش داده میشود. کافیست با قرار دادن آدرس منزل خود در گوگل دریابید که سه یا چهار مجموعه سینمایی ( چیزی در حدود 40 سالن سینما) در فاصله کمتر از 2 تا 5 مایلی منزل شما واقع شده است. و نکته جالب توجه  اینکه ادامه حیات  تمام این این سالنهای سینمایی مانند هر مجموعه ای اقتصادی دیگر در این کشور نشاندهنده داشتن متقاضی به اندازه کافی و سودآور بودن آنهاست.در مجموع چیزی در حدود نوزده هزار سالن سینمایی در این کشور موجود است یعنی به عبارتی یک سالن به ازای هر پانزده هزار نفر موجود است. برای اینکه قدری نسبت به این اعداد احساس پیدا کنیم بهتر است یادآور شوم که برای مثال در اصفهان که دومین یا سومین شهر بزرگ ایران با  سه تا چهار میلیون جمعیت(با احتساب حومه و شهرهای اطراف) است ،تنها شش سالن سینما موجود است که آنها نیز در بسیاری مواقع به علت کمبود تماشاچی با زیان دهی  روبرو هستند و تحت حمایت بنیادهای دولتی نفسهایشان را میشمارند(علت این کسادی بر همگان آشکار است و مورد تاکید این مطلب نیست).


از تلویزیون و رادیو همینقدر کافی که به غیر از تلویزیونهای ماهواره ایی بستگی به سرویسی که انتخاب کنید چیزی بین 80 تا 300 کانال تلویزیونی در دسترس شماست. در عرصه رادیو هم که چند سال اخیر رادیوهای ماهواره ای به طرز بی سابقه ایی به تعداد،تنوع  و کیفیت شبکه های رادیویی افزوده است. مردم بطور متوسط بین سه تا چهار ساعت در طول روز تلویزیون تماشا میکننند.
شبهای تعطیل آخر هفته بارها و کلوبهای رقص مملو از جوانان بالای بیست ویک سال است. اینجا شاید تنها چیزی که خاطره صف و انتظار را برای شما زنده کند کلوبهای رقص است.
نباید تصور کرد که با وجود موارد ذکر شده پارکها چه از نوع طبیعیش و چه از نوع شهر بازی و یا باغ وحش کساد هستند.رفتن به پارکها و دریاچه ها متناسب با موقعیت آب و هوایی سال بسیار متداول است .رفتن پیک نیک همراه با خانواده و دوستان و برپا کردن منقل کباب و همراه بردن صندوق یخی مملو نوشیدنهای الکلی وغیر الکلی در صندوق عقب اتومبیلهای غول پیکر تفریحی بسیار رایج و به طرز شگفت آوری ارزان قیمت است .دریاچه های طبیعی یا مصنوعی در اینجا زیاد به چشم میخورد.در حالیکه بدانید با یک چهارم درآمد متوسط ماهیانه میتوانید صاحب یک قایق یک موتوره شوید، شاید بدتان نیاید گاهی اوقات به ماهیگیری بپردازید.


موارد تفریح برای گفتن بسیار زیاد است ولی شاید برای یه پست وبلاگ همینقدر کافی باشد.شاید الان با توجه به خواندن این مطلب، خالی بودن استادیوم های ورزشی یا سینماها یا میزان مطالعه مردم در ایران بیشتر شما را به فکر فرو برد. و شاید هم دیگه مثل سابق از تعداد میلیونی وبلاگها در ایران خوشحال نشوید.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: آمریکا
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
تفاوتهای ما و ایشان(7)- تنوع و تصمیم گیری
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ فروردین ۱۳۸٧  

 از میان میوه های بالا کدام را انتخاب می کنید؟

 شاید قدری عجیب به نظر برسه ولی برخلاف تصور شما، یکی از مواردی  که میتواند تا مدتی پس از ورود به آمریکا شما را آزار بده واقعیتی است به نام "تنوع".  همه ما میدونیم که تنوع پدیده مثبت و مفیدی است و آثار فرهنگی و اقتصادی فراوانی به آن مترتب است ولی اگر با تنوع بزرگ نشده باشید تا مدتی با اون دست و پنجه جانانه ای نرم خواهید کرد. بهره مندی از مزایای تنوع نیازمند شناخت از گزینه های موجود، آگاهی به ترجیحات شخصی و  قدرت ارزیابی در حداقل زمان ممکن است، چیزیکه ذهن تک محصولیه ما خاطرات زیادی از آن به یاد ندارد که تا به یاد داشته ایم انتخاب ما بیشتر میان داشتن و نداشتن بوده تا چگونه داشتن.

 در محله کودکی من نانوایی یا پخت میکرد یا نمیکرد. بعدترها  حسین همیشه تعریف میکرد که عرق خانگیش خوب بوده یا بد. سالیانی بعد حمید هم با پولی که داشت پراید را بر پیکان ترجیح داد. پیش تر از آن هم که اینطرف یا آنطرف دیوار کنکور مساله اصلی بود. البته سیاستش هم جز این نبود که زحمت انتخاب را دیگران تقبل کرده بودند. از انتخاب دین هم نمیتوان گفت که بازی با مرگ و زندگی است. با این پیشینه احتمال زیادی داره که شما اینجا پس از ساعتها گذراندن در فروشگاهی چند طبقه با چندین هزار نسخه اصلیDVD   از  فیلمهایی از ابتدای تاریخ سینما تا به امروز، هزاران عنوان موسیقی، و هزاران جلد کتاب و مجله در تمام موضوعاتی که تصورش را کنید، آخر کار دست خالی  از آنجا خارج شوید.  

 

بارزترین نماد تنوع رو در اینجا میتوان در گوناگونی  خدمات، کالاها و محصولات مشاهده کرد که اینها نیزخود نتیچه پیوند میان اقتصاد آزاد و رقابتی از یکطرف و تنوع فرهنگها،اندیشه ها و اقوام از طرف دیگر بوده است. اصولا انتخاب در این میانه کمتر بر سر خوب و بد است که در فضای رقابتی کشورهایی از این دست، محصولات یا خدمات ضعیف، محکوم به فنا هستند. تنوع گزینه ها در این شرایط بیشتر محصول عدم برتری یکی بر دیگری است که اگرچه گزینه ایی در بعضی خصوصیات بر دیگری غلبه دارد ولی گزینه مقابل هم دارای ویژگیهایی است که این اولی از آن بی بهره است. به این  شرایط در بهینه سازی یا اقتصاد اصطلاحاً شرایط "عدم تفوق" یا "Non Dominancy" گفته میشود.

  با روحیه تک محصولی ، انتخاب کردن در شرایط متنوع بیش از آنکه بار احساسی مثبت دستاوردی را به همراه داشته باشد، میتواند یادآور طعم تلخ حذف دهها گزینه دیگر باشد. به عبارت دیگر اگر به انتخاب کردن بین هست و نیست و یا در شرایطی انتخاب تنها دو گزینه عادت کرده باشید در اینجا دچار دردسر خواهید شد چرا که اینبار می بایست به جای بهترین دنبال مناسبترین باشید.

 

  برای انتخاب گزینه مناسب در درجه اول نیاز به شناختن گزینه های موجود دارید که  با توجه به عدم سوابق قبلی در بیشتر موارد، این امر مستلزم  صرف وقت و انرژی فراوان است که اگر به آن، کمبود وقت و  اضطرار را هم اضافه کنید اوقات خوشی را سپری خواهید کرد! این موارد میتونه شامل انتخاب محصولات خانگی ،خوراکی و بهداشتی، پوشاک، رستوران، شرکتهای خدماتی (تلفن،پست، اینترنت، برق،....)، اتومبیل، برنامه های تلویزیونی، روزنامه و مجله، حیوان خانگی، کتاب و DVD ، باشگاه و رشته ورزشی ،مراکز تفریحی(پارکها، کلوبهای شبانه و غیرشبانه، سینما....) هتل و شرکت هواپیمایی هنگام سفر، حرفه و شغل، محل زندگی ، حاکمان سیاسی  و برای برخی معدودی هم پارتنر وهمسر! باشه.

 یکی از عکس العملهای افراد در بدو ورود  به این شرایط ، انتخاب تنها گزینه آشنا و دوری گزیدن از سایر گزینه های نا آشناست، که در بسیاری موارد میتواند به قیمت استفاده از گزینه نامطلوب برای سالیان سال منجر شود.هراس از ارزیابی ناشناخته ها  یا تنبلی در تحقیق و امتحان موارد تازه، مهمترین دلیل این مساله است. در اینجا هموطنانی را می بینید که سالیان سال از یک فروشگاه ، یک رستوران، یک تعمیرگاه و چه و چه استفاده کرده اند و آنهم نه بر اساس جستجو و تجربه شخصی که بر اسای توصیه دوستی هموطن در سالیان دور!

  داشتن قدرت ارزیابی دومین عاملی است که افرادی که در شرایط بی تصمیمی پرورش یافته اند از عدم وجود آن درمقابله با شرایط متنوع رنج میبرند. تصمیم گیری و انتخاب، مهارتی است که آموزش آن به سالهای اول کودکی برمیگردد و ابتدا و پیش از هر چیز نیاز به بستر و آزادی لازم جهت تمرین این مهارت دارد. این امر مگر با تفویض اختیارات  و مسؤولیت بیشتر به فرزندان در سطح خانواده و مدرسه میسر نخواهد شد. پدیده ایی که غیبت آن در فرهنگ سنتی مشهود است که در آنجا تصمیمات فارغ از سن فرزند، توسط  سرپرست خانواده، ریس قبیله ویا پیش تر از آن خدای ریس قبیله  اتخاذ میشود.

 

در آخر برای یک انتخاب بهینه از میان گزینه های موجود،شناخت کامل از نیازها، ترجیحات و عادات شخصی لازم که واجب است تا با مقایسه  آنها با گزینه مورد نظر، کارآیی گزینه های موجود راستی آزمایی گردد.  این میسر نیست مگر با کشف تمایلات درونی و خواسته هایتان که درغیر اینصورت ممکن است بهای سنگینی بابت بیراهه رفتن بپردازیم و بعد از گذشت سالیانی با نگاه به پشت سر دریابیم که آنچه میخواستیم این نبود!. یکی از راههای کمک به شناخت تمایلات درونی فراهم کردن زمینه ایی برای تجربه کم دردسر و کم هزینه گزینه های مورد نظر است.برای مثال امروزه در سطح مدارس کشورهای پیشرفته انرژی و زمان زیادی صرف کمک به دانش آموزان جهت کشف تمایلات و علایق درونیشان میشود تا با انتخاب رشته و شغل مناسب، افراد با علاقه بیشتری مشغول به کار شده و با اینکار از اتلاف منابع و نیروی انسانی کشورجلوگیری شود. بیشتر ما در مواجه با  شرایط آزاد انتخاب این کشور  در مواردی که نمیدانستیم چه میخواهیم دچار سردرگمی ،افراطها و تفریطها شده ایم به حدی که در مواردی توصیه به بستری فرد چندان عجیب به نظر نمیرسید.

اگرچه برای مثال در مورد کالاها صرف تنوع به خودی خود باعث رشد قابلیت های تصمیم گیری افراد میشود ولی این امر در مورد انتخابهای اساسی تر زندگی به تنهایی کافی نیست.فراگیری مهارتهای تصمیم گیری در فرهنگ سنتی و در حالت وابستگی های اقتصادی فرزندان به والدین، که نیازمند ادامه زندگی آنان در چارچوب نهاد محافظه کار خانواده است ، اگر غیر ممکن نباشد بسیار مشکل است. چرا که افراد در حالت صغارت و وابستگی، اختیاری ندارند تا با دیدن نتایج تصمیمات شخصی پی به مسوولیت فردی خود برده و به مرور زمان مهارت تصمیم گیری و قدرت ارزیابی خود را افزایش دهند.

 تجربه نشان داده است که  در این بین دولتها می توانند نقش بسیار مهمی در کمک به برون رفت از این شرایط بازی کنند. برای نمونه یکی از قدیمی ترین روشهای کمک به  استقلال نسلهای جوانتر، وامهای تحصیلی بلاعوض یا طولانی مدت و با بهره ناچیز بوده که به افراد اجازه داده به مجرد رسیدن به سن قانونی جهت ادامه تحصیل، فارغ از قیود خانواده با تجربه زندگی مستقل و با برخورد با گزینه های گوناگون زندگی، شناخت خود از محیط  و قدرت ارزیابی خود را  افزایش داده، پس از آن نیز با استفاده از مهارت فرا گرفته جذب بازار کار شده و بی نیاز از بازگشت به آغوش گرم خانواده در عین بازپرداخت وام مورد نظر، به امرار معاش مستقل ادامه دهند. واضح است که این دومی خود میسر نیست مگر با داشتن ساختار اقتصادی تنومند ، آزاد و رقابتی که در آن با جذب سرمایه های کلان،  فرصتهای کاری برابر به اندازه کافی برای  افراد پدید آمده باشد که در غیر اینحالت فرد صرفا به جای آنکه محتاج خانواده باشد به سرباری برای دولت تبدیل می شود. در این مورد صحبت بسیار است ...


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: آمریکا
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin