تفاوتهای ما و ایشان(6)- بهداشت فردی
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦  

 

برطبق شواهد و اسنادی که از حفاریهای باستانی و لوحهای گلی کشف شده از پاسارگاد بدست آمده٬ ایرانیان ساکن این مناطق دارای حمامهای شخصی در خانه هایشان بوده اند. پدیده ایی به شکل حمامهای امروزی تا پیش از یک قرن گذشته و با کمک تکنیکهای مهار و توزیع آب و با استفاده از شبکه های لوله کشی میسر نشد.  اگر چه شواهدی از استفاده از وسایلی همانند دوش در یونان و رم باستان بدست آمده است ولی شکل امروزی دوش در اواسط قرن نوزدهم و آنهم توسط واحدهای نظامی ارتش متداول شد.همراه با انقلاب صنعتی وبا رشد پدیده شهر نشینی، گسترش سیستمای تصفیه، انتقال و گرمایش آب با سوخت ارزان،  حمام خانگی روز به روز جای خود را در فرهنگ مردم شهرهای بزرگ و پس از آن روستاها و نواحی دور افتاده تر باز کرد.

اگر چه فراهم بودن امکانات استحمام به خودی خود نقش بسزایی در تغییر عادات بهداشتی مردم و افزایش تناوب استحمام از ماه و گاه به هفته و روزها داشت، اما آنچه باعث فراگیر شدن عادات روزانه رعایت بهداشت به شکل امروزی آن شد، مدارس مدرن ٬رشد سیستم اداری و بوروکراسی و در راس آن واحدهای نظامی وارتش مدرن بود که با آموزش و اجبار پرسنل به رعایت حداقل هایی از بهداشت فردی و ظاهری افراد، نقش بزرگی در گسترش و فراگیری این فرهنگ بازی کردند. مدارس ٬ادارات و شرکتها به تبعیت از ارتش دریافته بودند که رعایت بهداشت فردی، داشتن ظاهری آراسته و لباس مرتب باعث افزایش نظم و انضباط اداری و به دنبال آن افزایش کارآمدی واحدهای متبوعشان خواهد شد. هر چند نظم و انضباط اداری در ابتدا نقش بسزایی در گسترش فرهنگ آراستگی و بهداشت فردی ایفا کرد که چه بسا شاید بشر طبق عادت غریزی اجداد غارنشینش تمایلی به تن دادن به دردسر نظافت و بهداشت تا این حد نمیداشت، ولی آنچه امروزه در میان طبقه متوسط کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه انگیزه لازم جهت حفظ آراستگی ونظافت را ایجاد میکند نه لزوما اجبار ادارات ، که عادت احترام به اطرافیان و حفظ  شخصیت و جایگاه اجتماعی خویشتن است.

  

در ا یران با آغاز دوران پهلوی اول و همزمان با شکل گیری و گسترش دستگاههای اداری و در راس آن ارتش و همچنین افزایش مراودات با دنیای خارج٬  ابتدا نوع پوشش طبقه دیوانسالار تغییر پیدا کرد و پس از آن مفاهیمی چون اصلاح و استحمام روزانه ، واکس زدن کفش ، اتوی لباس  و امثالهم وارد دایره المعارف لغات قشر متوسط شهرنشین شد.  این روند با بزرگ شدن تدریجی دستگاه اداری  ادامه پیدا کرد تا جاییکه پس از بیش از نیم قرن عادات رعایت آراستگی و بهداشت فردی در میان قشر متوسط شهرهای بزرگ از قبیل کارمندان، معلمان و ارتشیان پدیده رایج و پسندیده بود و و به نمادی جهت یادآوری جایگاه و منزلت اجتماعی افراد تبدیل شده بود.

در اواسط دهه پنجاه شمسی، با رواج تفکرات ساختار شکنانه و آنارشیستی که با الهام ناقصی از جنبش های چپ یک دهه پیش از آن و اینبار در ایران تحت لوای بازگشت به سنت آغاز شده بود ، بهداشت و آراستگی فردی به عنوان نمادهای تجدد در زمره اولین قربانیان سلاخ خانه سنت درآمدند و با وارونه شدن مفاهیمی که تا پیش از آن ارزش تلقی میشدند  نه تنها روند آراستگی و نظافت فردی از شهرهای بزرگ به روستاها و شهرهای کوچکتر سرایت پیدا نکرد بلکه فرایندی معکوس به عنوان ملاک ارزشگذاری، دامن تمام سازمانها و نهادها را فرا گرفت و مظاهر این تفکر تا بالاترین سلسله مراتب اداری و در راس دستگاه اجرایی خود نمایی کرد. پس از آن چند سالی بیشتر نیاز نبود تا  شنیدن آموزه هایی چون "جمعه روز نظافت و عبادت است" هیچ گونه سئوالی را در ذهن کودکان دبستانی آن زمان ایجاد نکند.

این دو نفر معاون وزیر امور خارجه و سفیر ایران در چین هستند

در آمریکا هم مانند سایر کشورهای توسعه یافته، رعایت پاکیزگی به عنوان عادت روزانه طبقه متوسط شهر نشین در آمده است . اگر چه در مورد پوشش در مقایسه با برخی ازکشورهای اروپایی تمایل به راحت پوشی در میان این مردم بیشتر دیده میشود ولی این امر ظاهرا خللی در رعایت نظافت فردی و استحمام روزانه وارد نکرده است. در ادارات و شرکتهای دولتی و خصوصی به جز اندکی از مشاغل، سایرین ملزم به رعایت حداقلی از پوشش رسمی و آراستگی هستند.اگر چه هر شرکت سیاستهای خاص خودش را در این زمینه دارد ولی  شرکتهای خصوصی معمولا یک روز در هفته به کارمندان اجازه میدهند که با لباس غیر رسمی و شلوار جین در محل کار حاضر شوند. در مناسبتهایی در سال هم به افراد اجازه داده میشود که با لباس خاص آن روز در محل کار جاضر شوند. برای مثال روز قبل از فینال مسابقات سراسری فوتبال، افراد معمولا با لباس باشگاه مورد علاقه اشان در سر کار حاضر میشوند و یا در روزهالویین با لباسهای عجیب که البته این در شرایطی است که این اشخاص با ارباب رجوع در تماس نباشند. مقررات در مورد کسانی که با اشخاصی خارج از شرکت در تماس هستند سختگیرانه تر است. سحرخیزی به همت خواب زودهنگام شب و استحمام روزانه اول وقت از عادات کارمند جماعت است.

 

 در دانشگاهها و به خصوص برای دانشجویان قضیه اما کمی فرق میکند. بنا بر مقتضیات فصل، پوشیدن لباسهای راحت عمومیت چشمگیری دارد. در فصول نسبتا گرمتر سال شلوارک و دمپایی انگشتی به وفور به چشم میخورد. در کلاسهای اول صبح از دیدن پسران و دخترانی ( به خصوص خوابگاهی ) با لباس شبیه لباس خواب تعجب نباید کرد و این درحالیست که موی کاملا خشک نشده سر کماکان یادآور فراموش نشدن عادت استحمام است. آرایش غلیظ صورت برای دختران به جز برخی از مهمانیهای شبانه چندان متداول نیست و سهم صورت از خودنمایی اگر کمتر از سایر اعضای بدن نباشد، بیشتر نیست. بوی خوش معمولا اولین نکته ایست که پس از ورود به ساختمانهای عمومی جلب نظر میکند. تمام اینها درحالیست که به دلیل سبک خاص زندگی در بیشتر شهرهای آمریکا، میزان مجاورت فیزیکی افراد در طول روز چندان زیاد نبوده و به جز چند شهر بزرگ که افراد از وسایط نقلیه عمومی استفاده میکنند در سایر مناطق مردم به دلیل استفاده از اتومبیل شخصی کمتر از نزدیک با هم در تماس هستند که گویا این مساله کماکان بهانه ایی بر ترک عادت نظافت نشده است.

دانشجویان ایرانی که در این میان برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلی عالیه به دانشگاههای این کشور رهسپار میشوند مانند دانشجویان دیگر کشورها نقش بسزایی در معرفی و شناساندن فرهنگ و آداب سرزمینشان ایفا میکنند. این مساله به خصوص در مورد افرادی که مدت کمتری از اقامتشان در این کشور میگذرد وهنوز از فرهنگ کشور میزبان تاثیر چندانی نگرفته اند اهمیت چندانی می یابد. چرا که با توجه به نوع نگاهی که به قشر تحصیل کرده در تمام دنیا  متداول است ، بطور ناخواسته عادات ورفتارهای ایشان توسط ناظرین با چند پله تخفیف به سایر اقشار آن جامعه تعمیم داده میشود. بنا به تجربه شخصی٬ از عادات بهداشتی  معدودی از دوستان هموطن خاطرات خوشایندی به یاد ندارم  و چندان علاقه ایی به بیان جزئیات آن ندارم که بیشتر موجب شرمساری است. تجربیاتی که شاید اگر تا پیش از آن از زبان شخص دیگری میشنیدم چه بسا بدنبال آثار حمق و گولی در سیمای فرد راوی میگشتم. تنها  در این مورد ذکرکلیاتی کافیست شاید که ترک رودربایستی و یادآوری تلخ و گزنده این نکات، باعث شود در اینمورد مروری دوباره داشته باشیم و دوستان کمتری در آینده خجالت زده شوند. اگر چه در تمام اجتماعات٬ معدود افرادی خارج از قاعده یافت میشوند که از نظر آماری صحبت از آن معمولا ارزش چندانی ندارد ولی وقتی که این امر قدری از حالت استثناء خارج شود باید جدی تر به آن فکر کرد.

  در مواجه با دانشجویی که در بالاترین سطح علمی تحصیل میکند و از ابتدایی ترین اصول بهداشتی  بی اطلاع است، نسل اول ایرانی بزرگ شده در خارج از کشور در بهترین حالت با دیده تعجب و متاسفانه معمولا با تحقیر و تمسخر نگاه میکند. طبقه دانشگاهی آمریکا اما معمولا، برخلاف تصور، در مواجه با دانشجویان خارجی بسیار محافظه کارانه برخورد کرده و جانب احتیاط را رعایت میکنند تا مبادا که تفاوتهای زبانی و فرهنگی باعث سوتفاهم گردد. این مساله ولی مانع از آن نشد که در مواردی به چند تن از هموطنان  جهت عدم رعایت اصول بهداشتی تذکر غیر مستقیم داده شود. متاسفانه این موارد به همینجا ختم نشد و حتی روزی دوستی اهل مکزیک با خجالت وعذرخواهی فراوان این مساله را یاد آور شده بود. این "حتی" را از آن جهت گفتم که معمولا دوستان ایرانی به دیده تحقیر به جماعت مکزیکی  نگاه میکنند.

احساس شرم و اندوه و چه بسا خشم از شنیدن این وقایع هنگامی دو چندان میشود که به یاد می آوری که در عدم آموزش این مسایل تعمدی همراه با افتخار وجود داشته است. هنگامی که میدانی بخش عمده بودجه آموزشی کشورت از دوران ابتدایی تا دوران دانشگاه و حتی نظام وظیفه صرف آموزش شیوه و آداب و رسوم زندگی  مردم اعصار گذشته شده و با تعلیم و تعزیر، چنان وسواسی در تکرار وتاکید جزئیات رسومی از گذشتگان به خرج داده شده است که کمتر کسی تا به حال از آنها شنیده و یا در زندگی روزمره دنیای امروز با آنها برخورد داشته است. اگر چه او هر روز سه بار غذا میخورد ، اگرچه او نیاز به رعایت مسایل بهداشتی دارد ، اگر چه او قرار است درآینده با انسانی از جنس دیگر شبانه روز زندگیش را قسمت کند و دهها اگرچه دیگر، ولی عده ایی به جای او تصمیم گرفتند که او به دانستن چیزهای مهمتری از این مسایل پیش پا افتاده نیاز دارد و این چنین او را شرمسار خود و دیگران کردند.

میدانی که او تقصیری ندارد هنگامی که دیده است چگونه دوش حمام ،تیغ اصلاح ،کراوات ، اتوی پیراهن و شلوار، ادکلن، واکس کفش وغیره مطرود و مخصوص نقش منفی فیلم ها بوده  و به جای آن غسل ارتماسی ، یقه ای چرک، موی چرب، بوی جوراب و شوره روی  کت و غیره در صدر نشسته اند. او بااستانداردهایی که دیده و تجربه کرده است خود را بسیار پاکیزه تر از چیزی که واقعا هست، می پندارد. اینگونه است با تاکید بیش از حد بر یک بعد از زندگی، شخصی که در فرایندی طاقت فرسا از میان هزاران نفر دستچین علمی شده و تمام پایتختهای کشورهای جهان را به همراه تاریخ حکمت و فلسفه و چه و چه از بر میخواند، به خاطر عدم آشنایی  با ابتدایی ترین ملزومات زندگی  خجالت زده همرده های خویش از سایر کشورها میشود و یا آن یکی دیگر درمیانه عمر با موهایی که شروع به سفید شدن کرده اند در حالیکه به گفتگوی دختر وپسری نه از اروپا و آمریکا که ترکیه ولبنان خیره شده است، با حسرت به اولین روزی فکر میکند که پسری او را لمس خواهد کرد. و آن دیگری پس از چند سال زندگی مشترک با جنس مخالف به یاد می آورد که اساسا باید بدنبال جنس دیگری می گشته است!


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: ایران
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
تفاوتهای ما و ایشان(5)- روابط دختر و پسر
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦  

 

 

روابط دخترها و پسرها در آمریکا چطوریه؟ چطوری با هم دوست میشند؟ در زمان رابطه چه جوری با هم رفتار میکنند؟....... نوشتن در اینباره آنهم در فضایی به کوچکی وبلاگ شاید آخرین کاری باشه که کسی بخواد انجام بده، چرا که  نوشتن در این مورد وبطور کلی در مورد روابط دو جنس مخالف مانند سایر علوم انسانی  پیچیدگی ها و ظرایف خاص خودش رو داشته و نیازمند دانش و  تخصص مربوطه است. به سختی میشه اونو فرموله کرد و در قالبی گنجاند و همیشه کسی پیدا میشه که مثال نقضی جلوی چشم بگذاره. و نهایتا اینکه حتی در صورتی که بشه تا حدودی اونو در چارچوبی گنجاند و طبقه بندی کرد، حق مطلب در یکی دو پست وبلاگ ادا نخواهد شد.در نتیجه آنچه در اینجا خواهد آمد چکیده ای مختصر از تجربیات شخصی در مورد اصول خیلی ابتدایی روابط امروزی میان دختران و پسران طبقه متوسط آمریکاست.

 اکثر ماها شناختمون رو در این موارد که به فرهنگ دیگر سرزمینها مثلا آمریکا مربوط میشه از فیلمها و یا لابلای سطور کتابها بدست آورده ایم. حال انکه در بسیاری موارد به دلیل سرعت تغییرات فرهنگی شناخت رفتار نسل جوان هر کشوری حتی برای پدران ومادرانشان دشوار مینماید چه رسد به مردمانی در سرزمینی دیگر.

درباره  احساسات و عواطف٬ از آنجا که بخش عمده ای از کنش و واکنشها در این مورد به غرایز بشری برمیگرده، شباهتهای بسیاری در این مورد  وجود داره و در واقع میتوان گفت که از دیدگاهی روانشناسانه شباهتها به مراتب بیشتر از تقاوتها بوده و شاید بشه به نوعی اون رو مستقل از فرهنگ و ملیت دانست.  بی دلیل نیست که کتابهای بسیاری که در این زمینه  نوشته شده و به زبانهای مختلف از جمله فارسی هم ترجمه شده و معمولا فارغ از پیش زمینه ای فرهنگی مخاطبان ، مورد استقبال وسیع مخاطب عام هم قرار گرفته است. 

از دیدگاه رفتارشناسی وآداب و رسوم  تعامل با جنس مخالف اما، حدیث دیگری است. تفاوتها و فاصله ها دراین زمینه گاهی به دیری قرن و دوری کرات دیگر است. در این مورد حرکات، کلمات و حتی اشارات میتونه بار ارزشی و معنایی کاملا مخالف با آنچه ما از آنها سراغ داریم، داشه باشه. دقیقآ به خاطر همین وجه قضیه هم هست که ارتباط  میان فرهنگی  بین دو جنس مخالف( و بعضا موافق) درابتدا بسیار دشوار ، همراه با سوء تفاهم و در مواردی هم غیرممکن به نظر میرسه. 

 از تفاوتها در آداب و رسوم تاریخی میان کشورهایی همانند ایران و آمریکا که بگذریم (که در این مورد  از زبان های محققین و متخصصین بسیار شنیده ایم ) ، قواعد و آداب و رسوم امروزی نسل جوان این کشورها  اگرچه شاید در محتوی فرهنگی با نسل گذشته تفاوت عمده ایی پیدا نکرده ولی در شیوه و تکنیک تغییرات محسوسی داشته که معمولا در جهت ساده تر شدن بوده است .  کما اینکه در ایران امروز هم مانند بسیاری از کشورها  در میان نسل جوان کمتر شباهتی میان شیوه های  ارتباطی دو جنس مخالف با نسل گذشته( حتی در بازه زمانی ده ساله) مشاهده میشه .

شروع و برقراری ارتباط:  بر خلاف ما ایرانیان که همانند سایر اهالی مشرق زمین  از ایما ، اشاره  و حرکات چشم و ابرو برای رساندن مقصود استفاده گسترده ایی میکنند، در این سوی دنیا از این علایم ویژه چیز خاصی دستگیرشون نمیشه. . زل زدن و خیره شدن چه از طرف پسر و چه دختر متداول نیست و معمولاً هم کار زشتی محسوب میشه. از آنجا که به دلیل همراهی دوجنس مخالف از کودکی و پس از آن در دوران تحصیل حس غریبگی میان دو جنس به مراتب کمتر مشاهده میشه ، شروع صحبت به مراتب آسانتر و صحبتهای کوتاه معمولا بسیار متداول است. سلام و احوالپرسی با خوشرویی طرفین مواجه میشه و حمل بر نکته و منظور خاصی تلقی نمیشه. اصولا لبخند زدن در صورت تلاقی نگاهها بسیار متداول که گویا واجب است.در واقع  رساندن منظور از طریق ارتباط کلامی تنها راه موجود است و لغات هم معمولا حامل معنای واقعی است و کمتر به جز برای شوخی و تفریح از زبان کنایه استفاده میشود که در آنصورت هم بلافاصله در انتهای جمله بر کنایه بودن آن تاکید میشه مثلا گفته میشه که "شوخی کردم". معمولا برای شروع صحبت نیاز به وجود حداقل یک اشتراک است.  حال بودن در مکانی به دلایل  مشترک  و یا داشتن زمینه مشترک.همانند بودن در میهمانی، نشستن در کنار باری و یا همکلاس و همکاربودن و غیره. سد کردن راه دختری غریبه توسط پسری ناشناس در خیابان و درخواست دوستی و رد و بدل کردن شماره تلفن در اینجا بیشتر به طنز شبیه است .متلک به جز در محله هایی نه چندان خوشنام بعضی از شهرها و آنهم توسط افراد خاصی رایج نبوده و معمولا به قصد ایجاد رابطه بیان نمیشه و نتیجه ایی هم به جز پا به فرار گذاشتن طرف مقابل نخواهد داشت. آشنا شدن پشت چراغ قرمز و رد وبدل کرد ن شماره تلفن یا حتی نگاه کردن به سرنشین اتومبیل کناری هم کار متداولی نیست . تا آنجا که یکبار که دوستی ایرانی به این امر مبادرت کرده بود٬ مورد استقبال همراه با شگفتی قرار گرفته بود.البته ناگفته نماند که بعدها کاشف به عمل امده بود که شخص مورد نظر در ارتفاعات به سر میبرده و اصولا به دود و دم ارادت خاصی داشته . بطورکلی در اینجا از اتومبیل هم بمانند کلام استفاده سرراست و مستقیمی میشه.در صورتی که به هر دلیل یکی از طرفین مایل به دیدن و یا صحبت کردن مجدد با طرف مقابل باشه تقاضای شماره تلفن طرف مقابل رو میکنه که این امر معمولا توسط پسرها صورت میگیره. که اگر برعکس پسری شماره تلفنش رو به دختر بده امکان داره حمل بر توهین و جسارت بشه. البته با قدری تامل میشه فهمید که این رسم چندان هم بی مسمی نیست که معمولا ما ایرانیها هم به جز دراین مورد در تمام موارد دیگر، شخصی که درخواستی داره تقاضای شماره  و نشانی فرد مقابل رو میکنه و نه برعکس. در واقع اینجوری به نوعی شخص با تاکید غیر مستقیم بر اهمیت و  جایگاه بالاتر طرف مقابل احترام خود را ابزار داشته  است.به همین ترتیب درایران هم به فرض اگر شما دنبال کاری میگردید و با شخص صاحب نفوذی  برحسب  اتفاق آشنا شده اید خواهید پرسید " میتونم شماره تماستون رو داشته باشم" نه اینکه برعکس بگید" این شماره منه با من تماس بگیر"!!. البته کاملا واضحه که دلیل این وارونگی، محدودیت و احساس عدم امنیت دختران به خاطر عدم پشتیبانی از سوی قانون و خانواده اشان است.رد و بدل کردن نشانی و تلفن معمولا در مواردی اتفاق میافتد که اشخاص به صورت تصادفی با هم برخورد کرده و روزانه یا مداوم به هم در تماس نیستند(مثلا همکلاسی و یا همکارنیستند). در سایرموارد متداول است که اگر شما مایل به آشنایی بیشتر با فردی ازجنس مخالف هستید از او درخواست میکنید که آیا مایل است که فلان روز ساعتی را هم با هم به صرف قهوه( و یا چیزی مشابه) به کافی شاپ یا جایی مشابه بروید. این درخواست به طور  عرفی به معنای ابراز علاقه برای آشنایی بیشتر پذیرفه شده و جزو معدود موارد استفاده غیر مستقیم از کلام است. رد درخواست که معمولا هم به شکل محترمانه ایی صورت میگیرد به معنای عدم تمایل طرف مقابل است. هر چند که پذیرش آن لزوما به معنای علاقه نیست. 

2- رابطه: معمولا بعد از چند دفعه قهوه خوردن و یا سینما رفتن و در صورت تفاهم ،یکی از طرفین( معمولا پسر)  پیشنهاد دیت  کردن( Dating) رو میده. در صورت پذیرش دیت کردن رابطه در میان دوستان نزدیک علنی میشه و دو نفر در مجامع دوستانه همراه همدیگه ظاهر میشند. در این مرحله هنوز دو طرف دوست دختر وپسر محسوب نمیشند و بلکه به نوعی مانند نامزدی پیش از دوست دختر وپسر شدن است. در این مدت طرفین ته و توی همدیگه رو از تمام مسایل شرعی وغیر شرعی در میارند و سعی میکنند بفهمند که آیا این رابطه پتانسیل جدی تر شدن رو داره یا نه. این مرحله معمولا بیش از چند ماه طول نمیکشه و یا طرفین اعلام میکنند که از هم جدا شدند و یا اینکه دیده میشه یکی از طرفین اسباب و اثاثیه اش رو جمع کرده و داره میره خونه ای اون یکی که با هم زندگی کنند. در واقع شاید بزرگترین تفاوت این دو مرحله همین قابلیت زندگی در مکانی مشترکه. البته لزوما اجباری در زندگی مشترک نیست ولی حتی در غیر اینصورت به نوعی دو طرف بیست وچهار ساعته با همدیگه خواهند بود. ولی از آنطرف چیزی که قطعی است آنکه در مرحله دیت کردن زندگی فیزیکی مشترک متداول نیست.

 این مرحله(دوستی) تا زمانی که پسر رسما از دختر درخواست ازدواج کنه ادامه خواهد داشت و دیده میشه که تا سالها میتونه ادامه پیدا کنه. حتی در این بین سر وکله بچه ها هم ممکنه پیدا بشه. اختلافاتی از نظر آماری بین ایالتهای شمالی( نسبتا لیبرال) با ایالتهای جنوبی وجود داره ولی روز به روز بر تعداد کسانی که خارج از قواعد مرسوم سنتی ایجاد به ارتباط میکنند اضافه میشه. در صورتیکه دو نفر با هم ازدواج کنند از نظر مالی و حقوقی هم در دسترنج همدیگه شریک میشند و در واقع تنها و بزرگترین تفاوت میان این مرحله با مرحله دوستی همینه . 

 موارد دیگری از رابطه هم متداول است که بیشتر هدف آن لذت جویی جنسیست. این روابط که از اونها به عنوان روابطه یک شبه نام برده میشه معمولا بیش از یک نوبت نیست و معولا طرفین به ندرت نشانی و یا نام دقیقی از یکدیگر به یاد دارند و بعد از آن قرار نیست که پیگیر موضوع بشند. افراد در مقاطع خاصی از زندگی بنا به دلایلی مثلا شکست در روابط عاطفی و یا مناسبتهایی مثلا شب سال نو ممکنه در هنگام تجرد این نوع رابطه را تجربه کرده باشند ولی تداوم آن عمومیت چندانی ندارد.

  روابط جنسی میان دختر و پسران زیر هفده سال ممنوع بوده و جرم تلقی میشود ولی از آنجا که فرد زیر هجده سال قابل تعقیب کیفری نیست در این موارد اقدامی علیه آنها صورت نمیگیرد ولی در صورتی که یکی از طرفین بالای سن قانونی باشد حتی در صورت رضایت فرد زیر هفده یا هجده سال ، شخص بالای سن قانونی با مجازات زندان روبرو خواهد بود.با تمام این اوصاف روابط میان دخترها و پسرهای دبیرستانی که هر دو زیر سن قانونی باشند کمتر با مخالفت خانواده ها روبرو میشود مگر به دلیل مسایلی به غیر از نفس داشتن رابطه دختر و پسر از جمله اختلافا ت طبقاتی ویا فرهنگی. 

 اگرچه در مورد هر کدام از موارد فوق جای صحبت فراوانی است ولی آنچه که بطور کلی به عنوان تفاوت مهم میان این فرهنگ با فرهنگ ایرانی مشاهده میشه قاعده مندی و قانون مندی روابط غیر رسمی است که این امر هم میسر نیست مگر با پذیرفته شدن عرفی اینگونه روابط توسط جامعه ،که با کمک به علنی شدن آنها نظم و سیاق خاصی به آن بخشیده و مانع تباهی و فسادهای بیشماری میشود. در واقع با علنی شدن اینگونه روابط، افراد حامل مسئولیتی اجتماعی شده(حداقل در مقابل خانواده طرف مقابل) و رفتار مسئولانه تری در مورد طرف مقابل از خود بروز میدهند. حال انکه در جوامعی چون ایران، با مخفی کاری از آنجا که داشتن رابطه با جنس مخالف، چه یک نفر و چه چند نفر بطور همزمان، در دیدگاه قانون و اجتماع جرم تلقی میشه،افراد خود را مجرم بالفطره تلقی کرده و آمادگی بیشتری برای مبادرت به رفتارهایی که حتی در فرهنگ لیبرال هم جرم تلقی میشود از خود نشان میدهند.بی قانونی و هرج و مرج در روابط ابتدایی ترین و تلخترین پیامد تکذیب روابط خارج از ازدواج( علیرغم تمایل نسل جوان به اینگونه روابط) است. در واقع دیده میشه که نفی و تکذیب هر آنچه خوشایند باورهای سنتی اجتماع  نمی نماید٬ نه تنها کمکی به کاهش آن نخواهد کرد بلکه رشد بی قاعده ،مخفیانه و خارج از کنترل را به همراه خواهد داشت. به جرات میتوان گفت که تلقی عمومی از مباحث جنسی و به خصوص نوع نگاه به جنس مونث، امروزه به شکل گره ایی غیر قابل گشایش خود را در بسیار از عرصه هایی اجتماعی ، سیاسی و حتی اقتصادی به جامعه ایران تحمیل کرده و تا زمان رهایی از این وسواسهای جنسی، جامعه ایی که قصد گذر از سنت و رسیدن به مدرنیته ایی که  روند آنرا از سالهای بسیار دور آغاز کرده٬ روی آسایش نخواهد دید. در واقع زندگی مدرن و پدیده هایی مثل شهر نشینی و زندگی صنعتی چه خوشمان بیاید و چه نیاید به شکل بسته ایی است که به همراه با ملزومات خاص خودش است و کسانی که با بیان الفاظ زیبایی همچون مدرنیته بومی و امثالهم سعی در نادیده انگاشتن این ملزومات و شاید هم عواقب دارند تنها باعث سردرگمی و  زحمت دیگران میشوند. و اینگونه روز به روز بر رنج و درد مردمی که خواسته و یا ناخواسته در وجوهی از زندگی مدرن گرفتار آمده اند، افزوده میشود.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: ایران
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
تفاوتهای ما و ایشان (4) -آداب میهمانی
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦  

 

 

در این سرزمین اگرچه تعدد خانه های تک ساکن ٬تنهایی آدمها را بیشتر به رخ میکشد اما سادگی آداب مهمانیها و جشنهای دوستانه  فرصتهای بیشتری را برای گردهمایی با دوستان فراهم میکند.از آزادیهای فرهنگی که بگذریم مسایل اقتصادی از جمله ارزانی ونحوه توزیع و عرضه مواد غذایی مهمترین عاملی است که برگزاری میهمانیها را آسان مینماید. با صرف هزینه ایی معادل یک بیستم تا یک سی ام درآمد متوسط خانواده آمریکایی میتوانید بیست گرسنه را طعام و اشربه دهید و شبی را با دوستان خوش بگذرانید. اگر بنیه مالی شما اجازه صرف این مبلغ را نمیدهد تنها نیاز به یک ایمیل آدرس و محل سکونتی حدود 80 متر مربع دارید تا با دعوت از همین تعداد از دوستانتان از اونها بخواهید که هر کس با آوردن غذا و نوشیدنی به میزان مصرف شخصی اش آن شب را با شما و دوستانتان سپری کند.

دعوت بسته به میزان صمیمیتی که با مهمانان دارید باید بین دو تا یک هفته پیش از مهمانی ارسال شود یعنی پیش از آنکه افراد برای تعطیلات هفته بعد خود برنامه ریزی کرده باشند.این مساله در فصل بهار و تابستان اهمیت بیشتری دارد که افراد در بسیاری موارد با همزمانی میهمانی و جشنها مواجه هستند. به این تریب شما هم زمان کافی خواهید داشت که با اطلاع از تعداد مدعوین تدارکات لازم را ببینید.وب سایتهایی مجانی هم جهت دعوت از مهمانان وجود داره که میتوانید در فرم مربوطه زمان و مکان مهمانی را همراه با متن دعوت به افراد ارسال کنید. مدعوین با انتخاب گزینه مورد نظر حضور و یا عدم حضورشون را اعلام میکنند. مزیت این وب سایتها این است که به مدعوین اجازه میدهند که با مراجعه به لینک مربوطه اطلاع کسب کنند که چه اشخاصی تا به این لحظه شرکتشان را اعلام کرده اند.

 اگر به هر دلیل مایل نیستید که از فضای خانه به عنوان محل مهمانی استفاده کنید میتوانید مهمانی را بنا به زمان سال و وضعیت هوا در فضای باز خانه یا مجتمع مسکونی ،کنار استخر برگزار کنید که در اینصورت افراد لباس مناسب شنا را هم به همراه خواهند آورد. البته برخلاف تصور،از آنجا که ازاعمال و  صحنه های اروتیک خبری نیست ، لازم نیست تا روز مهمانی در باشگاه بدنسازی محله تون اعتکاف کنید. متداول است که شما به عنوان میزبان یک نوع غذا،دسر و یا نوشیدنی را به تعداد چند نفر تهیه کنید. لازم نیست که نگران نداشتن مبل و صندلی باشید که اصولا فرض بر نشستن افراد نیست و میهمانان تا انتهای میهمانی سرپا خواهند بود. معمولا کسانی که مایل به نشستن باشند روی چند صندلی موجود و یا یک گوشه ایی روی زمین خواهند نشست.ولی حتما به میزی هر چند کوچک جهت سرو غذا نیاز خواهید داشت. از آنجا که آمریکاییها مانند بسیاری از مردمان مغرب زمین از دوران کودکی برای نشستن به صورت چهارزانو آموزش دیده نشده اند، نشستن در این موقعیت بسیار برایشان مشقت بار است. هرگز از آنها نخواهید که مرتکب این عمل شوند که چه بسا همانند داستان لک لک و روباه در بازدید از خانه اشان شما را  مجبور به عمل شنیعی کنند!

 

  معمولا مهمانیهای شب بین ساعت شش تا هفت شب آغاز میشوند.سر و کله مهمانان معمولا از ده دقیقه تا نیم ساعت بعد از زمانی که شما به عنوان آغاز مهمانی اعلام کرده اید پیدا میشود. سرو غذا هم معولابین ساعت هفت وتا هشت شب صورت میگیرد.نگران ساعت پایان مهمانی نباشید که مهمانان حتی اگر بخواهید بیشتر از ساعت 11 (حداکثر 12) نخواهند ماند.البته فراموش نباید کرد  که در اینگونه میهمانیها از فضای خانه شما استفاده حداکثر وبهینه میشود یعنی افراد بنا به تمایلشان بصورت چندنفره از اتاق خواب گرفته تا بالکن و پاسیو خانه شما مشغول گفتگو خواهند بود پس شاید بد نباشه که آخر شب پس از ترک همه میهمانان درون کمد یا زیر تخت رو سرکشی مختصری کنید تا کسی خوابش نبرده باشه.بر خلاف اکثر مهمانیهای ایرانی در اینجا از رقص در میهمانی خبری نیست که اینجا ترجیح میدهند برای هرکار و هر چیزی، جا و مکانی داشته باشند و اگر شما و چند نفری از دوستان ایرانیتان به سبک عادت مالوف تصمیم به انجام حرکات موزون بگیرید با تعجب و تحسین حضاری که با چشمانی گرد نظاره گر شما هستند مواجه خواهید شد و بعید نیست که ازشما و دوستانتان برای میهمانی دیگری جهت سرگرم کردن حضار دعوت شود!

 اگر به میهمانی دعوت شده اید معمولا نباید انتظار باز شدن درب خانه توسط میزبان را داشته باشید که به علت ازدحام معمولا صدای دق الباب شما به گوش کسی نمیرسد.دستگیره را بچرخانید و خود وارد منزل شوید که این امری بسیار متداول است.اگر غیر از میزبان افراد زیادی را نمیشناسید، از لابلای جمعیت میزبان را پیدا کرده و با دادن اغذیه و اشربه ایی که خریده اید حضور خود را اعلام کنید. او هم پس از احوال پرسی احتمالا شما را به یک نفر از میهمانان معرفی کرده و خود ناپدید خواهد شد. نباید انتظار داشتته باشید که از صدر تا ذیل مهمانی را به شما معرفی کنند.

 در قریب به نود درصد مهمانیهای دوستانه و خانوادگی نحوه لباس پوشیدن بسیار معمولی است و پوشیدن لباس روزمره نه تنها که عجیب نیست که بسیار متداول مینماید. اصولا اگر میزبان حداقل خاصی برای نحوه لباس پوشیدن اعلام نکند فرض بر پوشیدن لباسی کاملا عادی است(شلوار جین،تی شرت یا پیراهن). اگرلباس نیمه رسمی به عنوان حداقل اعلام شده باشد ،برای آقایان شلوار پارچه ایی و کفش غیر ورزشی کفایت میکند(نه بیشتر ونه کمتر) برای خانمها هم اگر چه هر چه بپوشند با اندازه کافی مورد تحسین واقع خواهند شد ولی پوشیدن جین و کفش ورزشی ممکن است خیلی توی ذوق زن باشه. آقایان اگر مطمئن باشند که کت نپوشیده اند، بستن کراوات فاجعه نیست، فقط ممکن است قدری معذب باشند ولی اگر کت راهم به آن اضافه کنید چیزی شبیه فاجعه است( البته قدری هم اغراق میکنم).

 

معمولا کمتر( در حد صفر) پیش میاد که در میهمانیهای دوستانه لباس رسمی( کت وشلوارو کراوات) به عنوان حداقل لباس مورد نیاز تعیین شده باشد ولی معمولا در میهمانیهای اداری-حرفه ایی  و سمینارهای و کنگره های حرفه ایی (ونه دانشجویی) حتی در صورت عدم اعلام فرض بر پوشیدن لباس رسمی ( کت و شلوار و کراوات ) است.  مهمانیهای اداری و حرفه ایی بر خلاف میهمانیهای دوستانه و  بسته به حضور و یا عدم حضور همسرانِ ( شریکان) افراد، دارای تشریفات و آداب و رسوم خاصی است که در اینجا مجال به پرداختن آن نیست.

مواردی که اینجا ذکر شد بیشتر در مورد میهمانیهای دوستانه قشر متوسط  و نسبتا جوان بود ،که اگر قرار به بیان انواع میهمانیها باشد نه در توان من است و نه در حوصله وبلاگ.تنها برای اینکه تا حدودی این مطلب را کاملتر کرده باشم به  برخی از انواع مناسبتهای  دوستانه و غیر دوستانه(خانوادگی) اشاره میکنم:

تولد: میهمانیهای تولد برای کودکان ظهرها وبه صرف ناهار برگزار میشود و از بزرگترها به جز بستگان درجه یک چندان خبری نیست.در مورد جوانترها میهمانیهای تولد بیشتر در رستوران به صرف شام و با حضور جمع محدودی از دوستان برگزار میشود و از بستگان درجه یک خبری نیست ! معمولا کیک تولد توسط گارسونهای رستوران سرو شده و همگی گارسونها با هم دور میز جمع شده شعر تولدت مبارک را خوانده پس از اتمام آن فرد میزبان شمعها را خاموش کرده، آنها هم  دست میزنند و به سرعت متواری میشوند.معمولا این میهمانی تا ساعت 9 شب ادامه خواهد داشت و پس از آن به همراه تعداد بیشتر یا کمتری از دوستان به کلوب رقص میروند و تا ساعت 1 تا 2 بامداد در آنجا خواهند بود.البته قسمت رستوران برخی مواقع در خانه میزبان برگزار میشود.صرف دعوت از شما به معنای اجبار در خرید هدیه نبوده و معمولا منحصر به دوستان نزدیک میزبان میشود. از آنجاییکه هزینه شام رستوران هر شخص به عهده خودش است، فرد میزبان از اینکه حاضر شدید در شب تولدش کنار او باشید از شما به اندازه کافی قدردان خواهد بود.

گارسن ها در حال خواندن تولد مبارک

هالویین: شب سی و یکم اکتبر هر سال به جشن هالویین اختصاص دارد. در این شب معولا افراد با تهیه و پوشیدن لباس عجیب و غریبی به همراه دوستانشان به کلوب رقص میروند. اگر چه فرض بر پوشیدن لباسهای ترسناک میباشد ولی منحصر به آن نبوده و ابتکارات و خلاقیت هم دستمایه خوبی برای انتخاب لباس است.

 روز شکرگزاری و کریسمس: چهارمین پنجشنبه نوامبر هر سال روز شکز گزاری و بیست و چهارم دسامبر شب قبل از کریسمس است. اگر خانواده ایی ندارید در این دو روز بهتراست میهمانی نداده و کسی را دعوت نکنید که در غیر اینصورت هیچکس به خانه شما نخواهد آمد چون همه در کنار خانواده هایشان خواهند بود. مگر افرادی که مثل شما بی کس و کار باشند.اگر به مهمانی خانوادگی کسی دعوت شدید (با کله) بروید چون هیج جای دیگه برای وقت گذزاندن یافت نخواهید کرد.لازم به ذکر است این دو روز تنها روزهایی در آمریکا هستند که کلیه اماکن تعطیل هستند حتی رستورانها و فروشگاههای بزرگ زنجیره ایی شبانه روزی.

جشن شب سال نو: هر چه افراد مایلند روز شکرگزاری و کریسمس را در کنار خانواده بگذارنند برعکس در شب سال نو(سی ویکم دسامبر) کوچکترین تمایلی برای دیدن خانواده نداشته و ترجیح میدهند که جشن سال نو و تحویل سال را با همسر و یا شریکشان (البته نه از نوع تجاریش) بگذارنند. معمولا کمتر کسی مایل است در این شب مجرد باشد.افراد جهت میهمانی معمولا کلوپهای رقص را ترجیح میدهند. در میدان تایمز نیویورک وخیابان  استریپ درلاس وگاس علاوه بر کلوپها صدها هزار نفر از مردم  این شب را در خیابان و فضای باز جشن میگیرند.

 شب سال نو در لاس وگاس

 در این شب متداول است افراد کلاههای بوقی بر سر گذاشته و در نوشیدن افراط میکنند. تحویل سال همه ساله در ساعت دوازده شب با شمارش معکوس صورت میگیرد و با همراه بوسه های آتشین سال تحویل میشود.


کلمات کلیدی: فرهنگ ،کلمات کلیدی: آمریکا
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin