تقدیم به دوستان دمکرات!
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٥  

به جای کلمه ((ملت ایران )) کلمه (( ما)) را گذاشته مطالعه بفرمایید.

گرینویچ - جمعه 10 نوامبر 2006 - 19 آبان 1385

آیت الله خامنه ای: شکست جمهوریخواهان پیروزی ملت ایران بود

                                     

پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندوره ای مجلسین سنا و نمایندگان آمریکا که بر تسلط آنان بر قوه مققنه ایالات متحده انجامید، هنوز واکنش رسمی از سوی دولت ایران به همراه نداشته اما مقامات بلندپایه این کشور به اظهارنظر درباره آن پرداخته اند.

آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، شکست حزب حاکم جمهوریخواه در انتخابات را "پیروزی بارز ملت ایران" خوانده، چراکه به گفته وی، سیاستهای "خصمانه و جنگ‌ طلبانه" دولت آمریکا "همواره بر ضد ملت ایران بوده است".

وی طی سخنرانی در شهر دامغان، شکست جمهوریخواهان را، "عدم ‌مقبولیت سیاستهای جنگ‌ طلبانه آمریکا در داخل این کشور" قلمداد کرده و گفته: "این مسئله یک حادثه صرفاً داخلی آمریکا نیست بلکه شکست سیاستهای جنگ‌ طلبانه بوش در دنیاست".

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران نیز نتیجه انتخابات اخیر مجلسین آمریکا را نشان ‌دهنده نارضایتی مردم این کشور و به تنگ آمدنشان از سیاستهای دولت آمریکا دانسته و گفته: "اکثریت مردم آمریکا از بازیهای دولتشان خسته شده ‌اند".

محمد امامی کاشانی، خطیب جمعه تهران نیز گفته است: "در حزب جمهوریخواه بوش گوشها کر بود و صداها را نمی ‌شنید، آنها نه صدای دنیا را می ‌شنیدند و نه صدای مردم آمریکا را، در نهایت این بی ‌اعتناییها کار خود را کرد و حتی یک مشت الفاظ دروغین آنها مثل دموکراسی، مقابله با تروریسم و مقابله با نا امنی هم کاری برایشان نکرد".

وی در عین حال به حزب دموکرات آمریکا نیز هشدار داد که اگر بخواهد عملکردی مشابه حزب جمهوریخواه داشته باشد به سرنوشت این حزب نیز دچار خواهد شد.

آقای امامی کاشانی که عضو مجلس خبرگان و شورای نگهبان قانون اساسی ایران است، دولت جمهوریخواه جورج بوش در آمریکا را به دوگانگی در سیاست خود متهم کرده و گفته: "این دولت تا حلقوم اسرائیل را به سلاح هسته‌ ای مجهز کرد اما با فناوری هسته‌ ای ایران این طور مخالفت کرد، این دوگانگی و این نوع مسائل است که امروز حیثیت جمهوریخواهان را لکه ‌دار کرده و باعث شده مردم آمریکا هم ضربه بخورند؛ البته کناررفتن جمهوریخواهان یک مقدار حیثیت آمریکا را رو آورد اما باید دید بعد از این چه کار خواهند کرد".

علی لاریجانی، دبیر شورای امنیت ملی ایران نخستین مقام بلندپایه ایرانی بود که در پی انتشار نتایج اولیه انتخابات میاندوره ای آمریکا به اظهارنظر درباره آن پرداخت و پیش بینی کرد که پیروزی دموکراتها در این انتخابات بر تئوری اقدامات پیشدستانه دولت آمریکا اثر خواهد ‌گذاشت.

وی که مسئولیت پرونده اتمی ایران را عهده دار است روز پنجشنبه (نهم نوامبر) طی نشستی خبری در تهران گفت که در مسئله هسته ای ایران برخی دموکراتها موضع "عقلانی ‌تری" دارند، هرچند بین آنها هم بر سر این مسئله دسته‌ بندیهایی وجود دارد.

به عقیده آقای لاریجانی، دموکراتها منفعت خود را در درگیری بیشتر با ایران نمی ‌بینند و "بزرگنمایی" مسئله هسته‌ ای ایران به نفع آنها نیست.


کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: سیاست ،کلمات کلیدی: آمریکا
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
تخم مرغ
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸٥  

                                              

 

آخر هفته ها فرصتی دست میده که از آرشیو پربار دانشگاه چند تا فیلم بگیرم.چند سالی میشد که عطای فیلم دیدن رو به لقایش بخشیده بودم .با  وجود  سی دی های تقلبی در ایران٬و دیدن فیلمهای از روی پرده ضبط شده با کیفیت رنگ و صدای افتضاح وبا تجربه دردناک چند ده بار گیر کردن و پریدن به آخر فیلم و بعضاٌ محروم ماندن از دیدن انتهای فیلمی که دو ساعت وقتت صرفش شده٬ فقط میشد یه آیهء ((انا خلقنا الانسان فی الکبد)) اندیشدید.با اومدن تکنولوژی دی وی دی فرصت دیدن آرشیوهای کاملی از مجموعه آثار کارگردانان قدیمی با کیفیت صدا و تصویر عالی همراه با کلی اطلاعات و آمار در مورد فیلم فراهم شده که مایه بسی خوشوفتی است.به این اضافه کنید احساس بی نیازی تدریجی از دیدن زیرنویس و لذت دیدن تصاویر به جای نوشته ها .راستش از بس به پایین تصویر زل میزدم یواش یواش داشت قیافه هنرپیشه ها یادم میرفت.خلاصه مدتی است زیرنویس نمیگذارم و کمتر به رجوع به دیکشنری نیاز پیدا میکنم.البته دیروز فیلم ((آنی هال))‌ از وودی آلن نه تنها مجبورم کرد زیرنویس رو مجدداٌ فعال کنم بلکه بارها مجبور شدم به دیکشنری عظیم الجثه ام سرک بکشم و بعضاٌ از صفحات دیکشنری هم دست خالی برمیگشتم ...اصطلاحات طنز آمیزی که کنایه به وقایع سیاسی دهه هفتاد داره بعضاٌ مشکل ساز میشد.ولی در مجموع این فیلم شاهکاره... فیلم اسکار بهترین فیلم سال ۱۹۷۷ رو برده ...در انتهای فیلم وودی آلن جمله ایی رو میگه که من اصلاٌ تمام این پست رو به خاطر اون مینویسم...در مورد رابطه زن و مرد با اشاره به پیچیدگی آن میگه...روزی مردی به روانشناس مراجعه میکنه و میگه برادرم دیوانه شده وفکر میکنه که مرغ است ...اون هم بهش میگه که خب چرا نمیاریش اینجا پیش من ..اون میگه میارم ولی آخه من به تخم مرغش احتیاج دارم ...

وودی آلن میگه در روابط مشترک زن ومرد هم همینطوره...میدونی که خیلی از چیزها عقلانی نیست و مسخره وبی دلیل به نظر میاد ولی باز هم  ادامه میدیم به خاطر اینکه بیشتر ماها به تخم مرغ نیاز داریم!


کلمات کلیدی: فیلم ،کلمات کلیدی: فرهنگ
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
سفرنامه ال پاسو (قسمت آخر)
ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳۸٥  

   

ال پاسو دومین شهربزرگ مرز آمریکا با مکزیک است.اولین آن سن دیه گو در ایالت کالیفرنیاست و در کل بیست و دومین شهر بزرگ آمریکا محسوب میشه... میانگین بارندگی آن سه برابر اصفهان و یک ونیم برابر تهران است ...شهر مرزی در ذهن جهان سومی من جای مطلوبی نیست...به خصوص مرز کشور با فقیرترین کشور همسایه...اگر بخواهم با ایران آنالوژی کنم فقیرترین کشور همسایه ما افغانستان خواهد بود و اولین شهر بزرگ مرزی با آن  زابل خواهد بود ...دومین آن را دقیق نمیدونم...البته به گمانم تفاوت  آمریکا با مکزیک بیشتر از تفاوت ایران با افغانستان خواهد بود...در واقع میدان مغناطیس بین آمریکا و مکزیک چند ده برابر میدان مغناطیسی بین ایران و افغانستان خواهد بود...و معمولآ هر چه این مغناطیس بیشتر باشه زمینه برای به و آب و آتش زدن و رد شدن از مرز به شکل غیر قانونی بیشتر و بالطبع جرم و جنایت بیشتر ...هجده میلیون مهاجر غیر قانونی در آمریکا زندگی میکنند که تقریباً همه آنها از مرز مکزیک وارد شده اند...با این وجود ال پاسو دومین شهر امن آمریکا در بین ۳۲ شهر با جمعیت بالای پانصد هزار نفر محسوب میشه ....روزانه دهها هزار تن از  مرز عبور کرده به سر کار میروند و شب جهت خواب به کشور خود برمیگردند...هر آنچه که در هر شهر بزرگ آمریکا یافت شود در این شهر هست از  دانشگاه ٬موزه ٬ کتابخانه و تئاتر ٬سینما ٬ بار ٬ کارخانه و بزرگراه و خانه های شیک و الی آخر ....وقتی در آمریکا و  این ور حصار رانندگی میکنی ماشینهایی را میبینی که در خیابانهی کشوری دیگر در حرکتند ...برخی خانواده های مکزیکی شب به دیدن اقوامشان به آمریکا میروند وپس از صرف شام به مکزیک بازمیگردند(تا اونجایی که من دیدیم و شنیدم دید وبازدید میان مکزیکی ها همچون ایرانیان مرسوم است)...جوانان امریکایی شبهای تعطیل به بارها و رستورانهای مکزیک میرند و با یک چندم قیمت شبی را خوش میگذرانند...بر بالای کوهی کم ارتفاع در شب محلی قرار دارد شبیه بام تهران ...ماشینها پس از طی مسیری مارپیچ به بالاترین نقطه کوه به  پارکینگ کوچکی میرسند ...تلسکوپهایی سکه ایی نصب شده که به راحتی جریان زندگی در آنطرف را نشان میدهند ...باد خنکی میوزد که به دختران و پسرانی که بوسه بر لب همدیگر میگزارند گرمای آغوششان را یادآور میشود...در تاریکی شب به تراکم و فشردگی چراغها در آنطرف در مقایسه با پراکندگی آن در اینسو نگاه میکنم ...به مفهوم مرز فکر میکنم ...مفهومیست رازآلود که در دل خود داستانهای تاریخی همراه دارد...فکر میکنم به نبرد مکزیکی ها به خاطر استقلال از اسپانیا و ایجاد کشور مستقل مکزیک ..به نبرد تگزاسیها علیه مکزیک برای استقلال از آن و ایجاد کشور تگزاس و سپس شکست آنها در اداره ای  این کشور نوپا و رای آنها به الحاق به آمریکا ....همزمان با این آفکار ترانه ((خط مرز )) از کریس دی برگ از درون ماشین به گوشم میرسه ...آیا منتظرم خواهی ماند تا روزی که خط مرزی وجود نداشته باشد...هیچ خط مرزی...وبعد صحنه هجوم هزاران نفر  از کشوری به کشور دیگه در حالیکه هیچ خط مرزی نیست در ذهنم میاد...آهنگ را قطع میکنم ...برای روز بدون مرز به کمترین میدان مغناطیس بین کشورها نیاز است ...رویایی که بس دور مینماید.


کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: سفرنامه ،کلمات کلیدی: خاطره
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin