جهان وطنی
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٥  
خواندن نظر دوست گرامی دکتر مهران در مورد پست قبلی من خالی از لطف نیست.
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
برای زندگی کجا را ترجیح میدهید؟
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٥  

                                                                       

چند روز پیش با یکی از دوستان ایرانی ساکن ایالت آلاباما تلفنی صحبت میکردم .از دوست دختر آمریکایش میگفت که جهت انجام ماموریتی بشردوستانه چندماهی را در آفریقا به سر میبرد و اینکه کاری در یکی از سازمانهای خیریه آمریکایی با مزایای نسبتاً خوب  برای او پیدا نموده و به او هم پیشنهاد داده که عازم آفریقا شود.میگفت ((هرچه فکر کردم دیدم به اندازه ای کافی عمر در جهان سوم سپری کردم که به راحتی بتونم جواب منفی به این درخواست بدم.))

هرکدوم از ما  در زندگی اولویتهای خاص خودمون رو داریم که برمیگرده به طرزفکر و دید ما نسبت به دنیا واینکه اصولاً از زندگیمون چی میخواهیم.بر اون اساس در مرحله بعد اگر اصولاً شرایط زمانی و مکانیمون اجازه بده میتونیم نسبت به تعیین محل زندگیمون اقدام کنیم.ولی فارغ از امکانپذیربودن آن هر کدوم از ما رویایی برای محل زندگی مورد علاقمون در سر داریم که برمیگرده به میزان اطلاعاتمون از نقاط مختلف جهان و تصویری که از آن اماکن در سر داریم.شما چی فکر میکنید؟ اگر آزاد بودید مکان زندگیتون را انتخاب کنید کجا را انتخاب میکردید؟

 

 

 

 


کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: فرهنگ
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
جهانبگلو
ساعت ٤:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳۸٥  

 

                                                                                     

دری نجف آبادی دادستان کل کشور گفته ((جهانبگلو با پخش اعترافاتش موافق است!)).

این جمله به قدری متناقض است و خود گویا که دلم نمیاد با توضیحاتم خرابش کنم.

یادم میاد چند سال پیش یکی از نویسنده ها ناپدید شده بود و تمام روزنامه ها راجع بهش مینوشتند.خانواده اش نگران با همه مصاحبه میکردند و از مقامات کمک میطلبیدند .بعد از سه هفته یکی از مقامات اعلام نمودند که کلیه شایعات تکذیب میشود و ایشان گم نشده اند بلکه در یکی از زندانهای مخفی بازداشت بودند.وحتی حاضر است خودش این مساله را اعلام کند.بعد هم با نویسنده مربوطه  مصاحبه کردند.اون هم بیچاره گفت:من به هیچ وجه ناپدیدنشده بودم بلکه در تمام این مدت در بازداشت بودم!!!ابراهیم نبوی هم نوشت پدیده گم شدن و ناپدید گشتن اتفاقی است که از دید دیگران صورت میگرد وگرنه هیچ کس از دید خودش که ناپدید نمیشه!


کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: سیاست
لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
عنکبوت
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٥  

                                                                          jhfvkhgkgh

                                                                                    (   ۱۹۱۶-۱۸۴۰ )Odilon Redon

 اول خواستم اسم وبلاگ رو بذارم مسخ بعد گفتم میذارم حشره اینجوری هم کافکایی و هم کلاس نیهیلیستی میذارم(مگه کلاس داره؟!) و در ضمن چندش آور هم هست .بعد گفتم مگه مریضی؟..یه زمانی شاید بهانه ایی بود! ولی الان دیگه کسی حرفم رو باور نمیکنه و خلاصه الکی خودم رو  سبک نکنم.

بالاخره دیدم از اونجایی که اینجانب از صبح تا شب به اين شبکه (وِب) مثل عنکبوت چسبیدم٬ میذارم عنکبوت .هم حشره است و هم قابل توجیه.درضمن نام یکی از سوره های مبارک قرآن هم هست و خلاصه از این صحبتها.ولی اگر کسی خوشش نیومد بگه میذارم همون حشره!


لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
سال٬ سال و چند سال...
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٥  

بعد از دو سال دوباره به سرم زده وبلاگ بنویسم.امیدوارم مثل گذشته ناکام نمونه. بعضی مواقع انسان از ترس نیمه تمام ماندن کاری هیچوقت به فکر شروع کردنش نمی افته .چون به اندازه کافی پروژه های ناتموم زندگی به اعصاب فشار میارند که به راحتی بشه از شروع برنامه های تازه منصرف شد.ولی در این مورد فکر کردم اصولاً وبلاگ نوشتن هم حدی نداره که بخواهم از ناتمام موندنش بترسم. راستش ایده آلیسم بیشتر مواقع به هیچ منجر میشه!


لینک دائم لینک دائم   لینک دائم نظر شما ()   لینک دائم نویسنده: سینا     مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin